in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

0

0

145

۱۴ مهر ۱۳۹۶

بررسی بیعت امام زین العابدین(علیه السلام) با یزید بن معاویه(لعنت الله علیهما)

تولید شده در سایت ندای شیعه

یکی از سوالاتی که بعد از واقعه کربلا ذهن را درگیر میکند؛ موضوع بیعت امام سجاد با خلیفه فاسق و عیاش اموی یعنی یزید بن معاویه است

یکی از روایات مورد استناد برای این امر بدین صورت است

 ابْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ‏ إِنَّ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ وَ هُوَ يُرِيدُ  الْحَجَ‏  فَبَعَثَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ قريْشٍ فَأَتَاهُ فَقَالَ لَهُ يَزِيدُ أَ تُقِرُّ لِي أَنَّكَ عَبْدٌ لِي إِنْ شِئْتُ بِعْتُكَ وَ إِنْ شِئْتُ اسْتَرْقَيْتُكَ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ اللَّهِ يَا يَزِيدُ مَا أَنْت بِأَكْرَمَ مِنِّي فِي قُرَيْشٍ حَسَباً وَ لَا كَانَ أَبُوكَ أَفْضَلَ مِنْ أَبِي فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ مَا أَنْتَ بِأَفْضَلَ مِنِّي فِي الدِّينِ وَ لَا بِخَيْرٍ مِنِّي فَكَيْفَ أُقِرُّ لَكَ بِمَا سَأَلْتَ فَقَالَ لَهُ يَزِيدُ إِنْ لَمْ تُقِرَّ لِي وَ اللَّهِ قَتَلْتُكَ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ لَيْسَ قَتْلُكَ إِيَّايَ بِأَعْظَمَ مِنْ قَتْلِكَ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَمَرَ بِهِ فَقُتِلَ حَدِيثُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع مَعَ يَزِيدَ لَعَنَهُ اللَّهُ ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ لَهُ مِثْلَ مَقَالَتِهِ لِلْقُرَشِيِّ فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع أَ رَأَيْتَ إِنْ لَمْ أُقِرَّ لَكَ أَ لَيْسَ تَقْتُلُنِي كَمَا قَتَلْتَ الرَّجُلَ بِالْأَمْسِ فَقَالَ لَهُ يَزِيدُ لَعَنَهُ اللَّهُ بَلَى فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع قَدْ أَقْرَرْتُ‏ لَكَ بِمَا سَأَلْتَ أَنَا عَبْدٌ مُكْرَهٌ فَإِنْ شِئْتَ فَأَمْسِكْ وَ إِنْ شِئْتَ فَبِعْ فَقَالَ لَهُ يَزِيدُ لَعَنَهُ اللَّهُ أَوْلَى لَكَ‏  حَقَنْتَ دَمَكَ وَ لَمْ يَنْقُصْكَ ذَلِكَ مِنْ شَرَفِك
                 الکافی(ط -الاسلامیة) طهران،ج8،ص234،،چاپ چهارم،1407 ق

از بريد بن معاويه گويد: شنيدم امام باقر (ع) ميفرمود راستى كه يزيد بن معاويه بمدينه آمد و قصد حج داشت و نزد يكى از مردان قريش فرستاد و او را گفت بخدا اى يزيد تو از من گرامى‏تر و ارجمندتر نيستى در قريش از نظر خانواده و پدرت‏ احضار كرد و نزد او آمد و يزيد باو گفت: تو اعتراف دارى كه بنده من هستى اگر خواهم تو را بفروشم و اگر خواهم ببردگى گيرم؟ آن مرد در پاسخ او  هم در جاهليت و اسلام از پدر من بهتر نبود و خودت هم در ديانت برتر از من نيستى و از من بهتر نباشى پس چگونه براى تو اعتراف كنم بدان چه درخواست كردى؟
يزيد گفت بخدا اگر اعتراف نكنى براى من من تو را ميكشم او در جواب گفت كشته شدن من بدست تو مهمتر نيست از اينكه حسين بن على (ع) را كشتى كه زاده رسول خدا (ص) بود و او دستور داد وى را كشتند

سپس دنبال على بن الحسين (ع) فرستاد و بآن حضرت هم همان گفتار با آن مرد قرشى را تكرار كرد و آن حضرت در پاسخ او فرمود بگو بدانم اگر من براى تو اعتراف نكنم آيا مرا بمانند آن مرد قرشى ديروز نخواهى كشت؟
يزيد در پاسخ او گفت چرا و على بن الحسين (ع) فرمود: من اعتراف دارم بدان چه تو خواستى؟
من بزور بنده‏ام اگر خواهى نگهدار و اگر خواهى بفروش يزيد باو گفت براى تو بهتر شد، خونت را حفظ كردى و از شرف‏ تو هم چيزى نكاست

كلينى، محمد بن يعقوب، الروضة من الكافي يا گلستان آل محمّد / ترجمه كمره ‏اى - تهران،ج2،ص63، چاپ: اول، 1382ق

اولین سوالی که پیش می آید این است که ایا شخص یزید ، پس از واقعه کربلا از شام خارج شد یا خیر؛ نقل مورخین و نقل کنندگان سیر و تاریخ به این شهادت نمیدهد ولی حتی در صورت پذیرفتن خروج یزید از شام به طرف مکه ؛ باید این نکته را مدنظر خویش قرار دهیم که بیعت با اکراه از ترس از دست رفتن جان معصوم -که سنت الهی است- و از روی تقیه مبین این نمیباشد که معصوم حق خلافت خود را به غیر واگذار کرده است و از این حق الهی خود صرفنظر کرده است

کما اینکه شخصی مثل شیخ حر عاملی(رضوان الله تعالی علیه) ابوابی را در همین موضوع به این صورت مطرح کرده است

 يجوز الإقرار للظالم بالعبوديّة لدفع الضرر
شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، هداية الأمة إلى أحكام الأئمة عليهم السلام - مشهد،ج5،ص592،چاپ: اول، 1414ق

بَابُ جَوَازِ إِقْرَارِ الْحُرِّ بِالرِّقِّيَّةِ مَعَ التَّقِيَّةِ وَ إِنْ كَانَ سَيِّدا
شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة - قم،ج16،ص253،چاپ: اول، 1409 ق

همچنین زمانی که به صحیفه سجادیه و ادعیه مولانا علی بن الحسین علیه السلام دقت میکنیم،به صراحت امامت و خلافت را حق فرزندان علی بن ابی طالب علیه السلام میداند و باز هم مشخص میشود که عقیده امام بر نصب الهی خلیفه است

رَبِّ صَلِّ عَلَى أَطَايِبِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ اخْتَرْتَهُمْ لِأَمْرِكَ، وَ جَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِكَ، وَ حَفَظَةَ دِينِكَ، وَ خُلَفَاءَكَ فِي أَرْضِكَ، وَ حُجَجَكَ عَلَى عِبَادِك‏

على بن الحسين، امام چهارم عليه السلام، الصحيفة السجادية - قم،ص216،چاپ: اول، 1376ش

  ای پروردگار درود فرست بر پاکیزه ترین خویشان آن بزرگوار(حضرت فاطمه و ائمه اثنی عشر علیهم السلام)که آنان را برای امر و فرمان خود(راهنمایی مردم براه نیکبختی) برگزیدی،و خزانه داران علمت،و نگهداران دینت،و جانشینان خود در زمینت، و حجتهای خویش بر بندگانت قرار دادی

على بن الحسين، امام چهارم عليه السلام، الصحيفة السجادية / ترجمه و شرح فيض الإسلام - تهران،ص334، چاپ: دوم، 1376ش

اما از کتب معنبر تاریخی هم مطالبی دال بر این وجود دارد که مولانا زین العابدین علیه السلام بدون بیعت با مسلم بن عقبه که نماینده یزید علیه اللعنة محسوب میشد، مجلس را ترک کرد

لم يلزمه بالبيعة ليزيد على ما شرط على أهل المدينة.                                        الکامل فی التاریخ،ج3،ص218، الناشر :دارالكتاب العربي، بيروت - لبنان     الطبعة: الأولى، 1417هـ / 1997م                                                             (مسلم بن عقبه)او(امام سجاد)راملزم به بیعت با یزید که برای اهل مدینه شرط کرده بود،نکرد

پس همانطوری که از این نصوص واضح است؛بعضی نقل های تاریخی مخالف این امر است و موید آن نمیباشد و اگر بیعتی هم صورت گرفته باشد از روی تقیه و حفظ جان معصوم و به تبع آن حفظ جان شیعیان بوده است و از نظر شرع مقدس بیعتی که باعث انتقال ولایت ظاهری به غیر شود،محسوب نمیگردد ، مانند بیعت حضرت علی علیه السلام با خلفای سه گانه؛چون امام سجاد علیه السلام امامت را حق خاندان عصمت و طهارت و فرزندان حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها میداند

ابومهدی علیرضا القزوینی

0
ديدگاه