in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

0

0

194

۱۷ اسفند ۱۳۹۶

وصیتی که ادعا نشد _ ترجمه مقاله (الوصیة لم یدعها أحد قبل أحمد)

ترجمه مقاله (الوصیة لم یدعها أحد قبل أحمد)

تولید شده در سایت ندای شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیتی که ادعا نشد _ ترجمه مقاله (الوصیة لم یدعها أحد قبل أحمد)

به همراه توضیحاتی اضافه

 

 

مقدمه

اخیراً مدعی کذابی به نام احمد اسماعیل بصری ادعاهایی کرده و برای خود مقام و منسبی دست و پا کرده است و خود را فرزند، سفیر و جانشین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دانسته است.

او برای ادعاهای خود دلایلی آورده است که یکی از مهمترین دلایل آن روایت کتاب شیخ طوسی موسوم به وصیت است.

احمد اسماعیل مدعی است که این حدیث را قبل از او احدی ادعا نکرده است و این را یک دلیل محکم برای اثبات خود می‌داند و آن را برهانی برای شناخت مدعی صادق از کاذب می‌داند.

در اینجا تصمیم گرفتیم یکی از دهها مقالاتی که در رد این ادعا و حدیث به زبان عربی نوشته شده را به زبان فارسی ترجمه کرده و نیز مطالبی را به آن بیفزاییم.

این مقاله توسط استاد بزرگوار شیخ علی آل محسن به رشته تقریر در آمده و ما در این مقاله به ترجمه آن همراه با کمی اضافات پرداخته ایم.

امید است نور هدایتی باشد برای گمراهان

 

شبهه

یکی از کتبی که احمد اسماعیل بصری به روایت کتاب شیخ طوسی موسوم به وصیت اختصاص داده، کتاب وصیت مقدس است.

احمد اسماعیل بصری در کتاب وصیت مقدس می‌گوید:

«و این نوشته وصیت همان چیزی است که نوشته است آن را رسول خدا محمد صلی الله علیه وآله وسلم در شب وفاتش که بیش از هزار سال پیش در کتاب ها موجود بوده است، و هر انسانی می‌توانست آن را بخواند و ازآن مطلع گردد.

ولکن ممکن نیست باطل با اینکه زیاد هستند، مدعی آن شوند.

خدا هر مدعی باطلی را از این وصیت دور کرد با اینکه چه بسیار به نبوت، امامت و مهدویت ادعا کردند ولکن ابداً ممکن نبود از آنها بر اینکه پاره کنند حجاب خدا را که زده شده بر این نوشته و مدعی وصیت شوند»

کتاب وصیت مقدس، صفحه ۲۴ و ۲۵

 

جواب

اما جواب به ابن اسماعیل در این بحث:

چیزی که احمد اسماعیل او را وصیت نامیده است وصیت نیست، بلکه آن روایتی است که در آن بعض اموری که پیامبر به آن وصیت کرده، ذکر شده است و اینکه احمد اسماعیل گمان برد چیزی که ذکر شده در این روایت همان وصیت کامله است، امکان ندارد.

مضاف بر اینکه احمد اسماعیل گمان برده است خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) این وصیت را  نوشته، در صورتی که به دلیلی صحیح ثابت نشده است.

بعلت اینکه این روایت سندش بسیار ضعیف است و اکثر رواتش و سلسله راویانش مجهول است و بعضی از راویان آن از عامه (اهل تسنن) هستند و نیز الفاظ آن مضطرب است و مشکلات متنی دارد و درآن روایت مضامینی وجود دارد که مخالف آن مضامین در روایات متواتر از اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است.

پس چطور ممکن است یک همچون روایتی را رسول الله نوشته باشند؟؟؟؟

و اگر چیزی که در این روایت آمده است همان وصیت رسول خدا(ص) باشد:

ائمه اطهار علیهم السلام به آن روایت توجه می‌کردند و از ایشان به طرق متواتره روایت می‌شد و شیعیان خودرا بر اعتقاد به دوازده مهدی از فرزندان امام زمان (عج) وادار می‌کردند و بر اینکه اول مهدیین اسمش احمد است و آن نوه‌ی نوه‌ی امام زمان (عج) است، نه فرزند مباشر ایشان (بدون فاصله) تاکید می کردند.

و اما احمد اسماعیل به قبیله سویلم در بصره منتسب است و آنها به اینکه ایشان به رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) منتسب نیستند، معروفند. یعنی سید نیستند و اینکه هرکدام از این موارد نه عین آن و نه اثری از آن در روایات وجود دارد چه برسد که متواتر باشد.

اما مطلبی که احمد اسماعیل گمان کرده اینست که: «خداوند دور کرده مدعیان دروغگو را از اینکه به این وصیت ادعا کنند و ممکن نیست بر مدعیان دروغین بر اینکه پاره کنند حجاب خدا را که زده شده است بر این نوشته و مدعی آن شوند.»

این مطلب مصادره  بر مطلوب است. یعنی مانند قاعده «این همانی»  که مثلاً فلان شخص و فلان شخص در روایات آمده است پس آن من هستم.

و این همان چیزی است که ما با احمد اسماعیل تنازع داریم. چرا که ما معتقد هستیم احمد اسماعیل یک دروغگو است که به این وصیت ادعا کرده است و خداوند احمد اسماعیل را از ادعایش دور نکرده است و اینکه خداوند متعال بر این روایت حجابی نزده است تا مدعیان را از ادعای دروغشان منع کند.

لذا زمانی که این مطلب واضح شود می‌گوییم همانا اسبابی که بخاطر آن احدی قبل احمد اسماعیل (ازباب ولو سلم)۱ به روایت کتاب شیخ طوسی، ادعا نکرده چند مورد است که ما به آن اشاره می‌کنیم.

 

اسباب عدم ادعا به وصیت

۱. همانا این نص همانطور که گفتیم در روایتی که از لحاظ سندی ضعیف می‌باشد، وارد شده است و نیز معارض و مخالف با روایات متواتری ست که از سوی اهل بیت علیهم السلام صادر شده  بر اینکه بر دوازده امام نه کمتر و نه بیشتر، دلالت می‌کند.

و هیچ مدعی دروغینی برای خود یک روایت که خلاف تواترات صادره از ائمه است را نمی‌بافد و بر اساس آن ادعا نمی‌کند. برای آنکه هر باطلی چیزی را ادعا می‌کند که احتمال دهد او را بعضی از مردم در مورد آن ادعا تصدیق و قبولش می‌کنند.

و اما ادعایی که خلاف متواترات صادره از معصومین علیهم السلام باشد و در اذهان مردم کاشته شود، اکثر مردم او را تصدیق نمی‌کنند بلکه در مورد این ادعا او را رد و انکار می‌کنند و می‌فهمند او باطل است.

 

۲. دومین دلیلی که کسی غیر از احمد اسماعیل به وصیت ادعا نکرده است این می باشد که:

هر مدعی امکان ندارد ثابت کند که فرزند امام زمان(عج) است چه برسد بر اینکه ثابت کند که وصی امام و امام بعد امام زمان(عج) و سفیر امام است و غیر این موارد از ادعاهایی که کذبش ثابت شده است. پس چطور شخص باطل ادعاهای بزرگی را ادعا کند که امکان ندارد بتواند آن را ثابت کند.

و این حمق احمد اسماعیل بصری را در این نوع ادعاهایی کرده است، می‌رساند.

 

۳. سومین دلیل و مطلبی که غیر احمد اسماعیل به وصیت ادعا نکرده است، آنست که هرکس که ادعا کند امام است باید ثابت کند که معصوم  از هرگونه خطا و لغزشی می‌باشد ولکن دروغگوی باطل هرگز امکان ندارد بتواند این را ثابت کند. بلکه بسیار زود خطای او ثابت می‌شود و خطا کردن آن مدعی منافی با عصمت اوست و امامت اورا باطل می‌کند.

کما اینکه امام زمان(عج) در توقبعی شریف در رد جعفر کذاب می‌فرمایند:

أتاني كتابك أبقاك الله و الكتاب الذي أنفذت درجه، وأحاطت معرفتي بجميع ما تضمنه على اختلاف ألفاظه، وتكرر الخطأ فيه، ولو تدبرته لوقفت على بعض ما وقفت عليه منه، بسم الله الرحمن الرحيم

خداوند تو را برقرار بدارد. مکتوب تو و نامه اي را که در جوف آن گذارده و فرستاده بودی، به من رسيد و از تمام مضمون آن با اختلاف الفاظش و خطاهای چندی که در آن روی داده است، مطلع گشتم. اگر به دقت در آن مینگريستی تو نيز متوجه برخی از آنچه من از آن نامه فهميدم مي‌شدی.

کتاب الاحتجاج طبرسی ج۲ ص۲۲۸ توقیع أحمدبن اسحاق

 

لذا از کلام امام معصوم فهمیده می‌شود که مدعی امر امامت نباید اشکال الفاظ داشته باشد.

و چه بسا دیدیم که احمد اسماعیل بصری بسیار بسیار زیاد اشتباه دارد. او کسی است که قرآن را غلط خوانده و بر قاتلین امام حسین علیه السلام سلام می‌فرستد، لذا این حماقتی بزرگ از سوی احمد اسماعیل بصری است.۲

 

۴. چهارمین دلیلی که احدی غیر از ابن اسماعیل به روایت کتاب شیخ طوسی موسوم به وصیت ادعا نکرده، آنست که عدم ادعای باطلین سابق که بعضاً در روایات ذکر شده است دلیل بر اینکه باطل اخیر احمد اسماعیل بصری در ادعایش صادق باشد، نمی‌شود و اینکه خداوند دور کرده هر باطلی را از اینکه به این نوشته ادعا کنند تا اینکه صاحبش آنرا ادعا کند، به این علت که اگر ما این قاعده را قبول کنیم بر ما واجب است اینکه تصدیق کنیم هرکسی را که در عصر ما ادعا کند خراسانی است و یا شعیب بن صالح و یا نفس زکیه و دلیلش هم همان قاعده ایست که احمد بصری برای اثبات خود بکار برده است و آن اینست که: «خداوند دور کرده هر باطل قبلی را از اینکه ادعا کند هرکدام از این باطلان این ادعاها را (ادعای خراسانی،شعیب بن صالح،نفس زکیه) تا اینکه ادعا کند صاحبش آن را».  لذا اگر کسی ادعا کرد آن اشخاص است طبق قاعده احمد اسماعیل بصری باید بپذیریم اینکه آن شخص صادق است، و این از عقل بدور است.

 

نکته

البته پوشیده نماند علت حقیقی که باطلان سابق به آن نوشته ادعا نکرده اند، همان مطلبی است که گفتیم و آن اینست که بعضی از ادعاها را باطل (مدعی کاذب) به ادعا کردن به آن برای خود نمی‌بافد. بخاطر اینکه بر عدم قدرت داشتن خود بر اثبات آن ادعاها برای مردم و قانع کردن ایشان نسبت به همان ادعایی که کرده است، علم دارد.

لذا این مطلب اوج حماقت احمد بصری را می‌رساند که  هر چیزی در روایات آمده است را برای خود ادعا کرده است. از شتر صالح بودن تا سنگ در دست امیرالمومنین۳ و امثال این ادعاهایی که در مقالات و کتبی مجزا نام برده شده است، و در اثبات تک تک این ادعاها دست به تدلیس و دروغ و بیهوده‌بافی زده است.

 

۵.  پنجمین دلیل و آخرین دلیلی که ما در اینجا برای بیان علت عدم ادعای مدعیان دروغین سابق به حدیث موسوم به وصیت ذکر می‌کنیم، اینست که باطل دروغگو چیزی را اراده نمی‌کند ادعاکند با اینکه می‌داند این ادعا از نظر هر عاقلی دروغی واضح و آشکار است، به همین علت (باطلین سابق) ادعا نکردند که اول مهدیین مذکور در روایت کتاب شیخ طوسی (الغیبة) هستند.

نه به این علت که خداوند بر این وصیت حجابی را زده باشد و باطلین دروغگو را از ادعای به آن دور کرده باشد، خیر!! بلکه دلیلش آنست که امثال این ادعاها ثابت کردنش برای مدعی دروغینی به دلیل و علتی ممکن نیست، پس آن ادعا را برای خود نمی‌بافد.

و اما کسی که امثال این ادعاها را برای خود می‌بافد، یا چیزی بر عقلشان اصابت کرده است و یا اعتقاد دارد بر اینکه چیزی بر عقول کسانی که او را تصدیق می‌کنند که در ادعای خودش بسیاری از مردم هستند، اصابت کرده است.

 

نکته

ناگفته نماند مطالبی که بر این عنوان نامیده شده که احدی قبل احمد به وصیت ادعا نکرده است، این حمل بر صحت بوده است و این یعنی ما فرض کنیم که این مطلب صحت داشته است. در صورتی که شخصی با نام «پیغان» قبل از احمد اسماعیل به روایت کتاب شیخ طوسی موسوم به وصیت ادعا کرده است، و اسناد آن نیز موجود است.

 

 

 

 

لذا مطالبی که بیان شد صرفا ذکر دلایلی بر عدم ادعای مبطلینی دیگر بر این روایت بود و ذکر دلیل بر اینکه چرا کسی قبل احمد اسماعیل به آن ادعا نکرده است.

 

خاتمه

این مطالبی که بیان شد ترجمه مقاله شیخ علی آل محسن در مورد ادعای «الوصیة لا یدعیها الا صاحبها» بود همراه با اضافاتی که از سوی مترجم مقاله برای توضیح و تبیین بیشتر بیان شده است.

لذا در این مقاله ثابت شد دلیل عدم ادعای مدعیان دروغین سابق به روایت کتاب شیخ طوسی موسوم به وصیت حجاب خدا نبوده است که برآن زده شده بوده بلکه دلایلی دیگر داشته که ما مختصراً به پنج دلیل آنها اشاره کردیم. و این ادعای احمد بصری دلیلی دیگر است بر اثبات حمق و جهالت این مدعی شیاد که خود با دست خود حمق خود را به همگان نمایان کرد.

 

والسلام علی من اتبع الهدی

 

سید بحرالعلوم الحسینی

 


۱. از باب و لوسلم یعنی اینکه ما بر فرض قبول صحت ادعای ابن کاطع قبول کنیم که حدیث موسوم به وصیت قبل او ادعا نشده و از این محمل پاسخگویی کنیم، و الا مبرهن است که احمد اسماعیل اولین نفر نبوده که به این روایت استدلال کرده است.

۲. رجوع شود به کتاب الرد الساطع علی ابن گاطع اخطا ابن گاطع فی القرآن والتفسیر والنحو نوشته شیخ علی آل محسن

۳. همه این ادعاها مستند به کتب خود این شخص و اتباع تراز اول وی گفته شده است.

 

0
ديدگاه