in the name of god

موضوع `عقاید شیعه` ( نام پرسشگر : سید محسن ) تاریخ ثبت سوال ۱۳۹۶/۸/۶ ۲۲:۵۵

اگر اعتقاد به عصمت پیامبران داریم، چرا حضرت موسی علیه‌السلام، مرتکب گناه شد و بعد از کشتن آن فرد گفت: «این کار شیطانی بود، خدایا به خودم ظلم کردم پس مرا ببخش»

پاسخ

بسم الله الرحمن الرحیم
 
نکته اول: عصمت انبیاء علیهم‌ السلام، با دلایل عقلی و نقلی ثابت هست.
 
نکته دوم: بعضی از انبیاء مرتکب ترک اولی شده‌اند؛ یعنی بین خوب و خوب ‌تر، خوب را انتخاب کرده‌اند و البته ترک اولی منافاتی با عصمت ندارد.
 
نکته سوم: حضرت موسی علیه‌السلام، قصد دفاع از مظلوم را داشتند و نه قصد کشتن آن فرد تا اشکال شود ایشان گناهکار می‌باشند.
 
نکته چهارم:  برای فهم صحیح معانی آیات قرآن کریم باید معنای لغوی کلمات را در نظر گرفت. به همین منظور معنای چند کلمه را بررسی می‌کنیم:
الف  : «ظلم»: واژه ظلم در لغت، قرار دادن و انجام دادن چیزی در مکان و زمانی غیر از مکان و زمانی است که به آن اختصاص داده‌شده است.
در کتاب التحقیق آمده است: «الظلم: وضع الشي‏ء في غير موضعه المختصّ به» (1)
پس هر کاری که در زمان مناسب خود انجام نگیرد، ظلم بر آن اطلاق می‌شود و لزوماً به معنای گناه نیست و ترک اولی را هم شامل می‌شود.
ب  : «غفران»: واژه غفران به معنای پوشاندن هست. در لغت می‌خوانیم: «أصل‏ الغفر: السَتر»(2)
گاهی انسان اگر عملی را در زمان یا مکان دیگری انجام دهد، زحمت کمتری متحمل می‌شود و طلب غفران در این زمینه یعنی کاستن از سختی‌ها.
با توضیحاتی که تقدیم شد، معنای آیه‌ی شریفه 16 قصص که جریان حضرت موسی علیه‌السلام در آن نقل‌شده را، از کلام نورانی امام رضا علیه‌السلام، می‌آموزیم:
 
امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید: «منظور ازجمله‏ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ‏، نزاع و جدال آن دو مرد با يكديگر بوده كه عمل شيطانى محسوب مى‏شده، نه عمل موسى و منظور از جمله‏ رب إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي‏، اين است كه من خود را در آنجا كه نبايد بگذارم گذاردم، من نبايد وارد اين شهر مى‏شدم و منظور از جمله‏ فَاغْفِرْ لِي‏ اين است كه مرا از دشمنانت مستور دار تا بر من دست پيدا نكنند»(3)
 
نتیجه اینکه: حضرت موسی علیه‌السلام دچار ترک اولی شدند که منافاتی با عصمت انبیاء ندارد.
پی‌نوشت:
1.  التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج‏7، ص: 205
2.  الإفصاح فى فقه اللغة، ج‏1، ص: 365
3.  تفسير نور الثقلين، ج‏4، ص: 119
 
جواد حیدری