in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

3

1

89

۲۷ شهریور ۱۳۹۶

چرا رسول الله در غدیر از لفظ مولا استفاده کرد؟

تولید شده در سایت ندای شیعه

آيا رسول خدا از کلمات نامفهوم براي اثبات خلافت حضرت امير(ع) در غدير استفاده کرده است؟
آيا کلمه مولا معنی سرپرست هم ميدهد؟
 
يکي از مواردي که در ايام عيد غدير مخالفين شيعه خيلي دست و پا مي زدند که از اين امر ثابت کنند خطبه و سخنان رسول اکرم(ص) در غدير ربطي به خلافت و سرپرستي و ولايت اميرالمومنين نداشته است، بحث در معني کلمه مولا مي باشد.
مخالفين مکتب اهلبيت(ع) اقوالي را از علماي شيعه بيان کرده اند که بله مولا معاني مختلفي دارد، و با توجه به همين مطلب مدعي هستند که چرا پيامبر از کلمه اي استفاده کرده است که معاني مختلفي دارد و اگر منظورش خلافت براي اميرالمومنين بوده،چرا کلمه اي مبهم را بيان نموده است و اين طعن در مقام رسول الله است چرا که خود حضرت کلمه اي را بيان نفرمودند که صريح و واضح باشد و باعث گمراهي عده اي از امت خود شدند.
و حتي چند شب پيش جناب مراد زهي  به عنوان نماينده دارالعلوم زاهدان در شبکه وهابي نور مدعي شدند که در بين معاني کلمه مولا ،هيچ کجا اين کلمه به معناي خلافت يا سرپرستي امور نيامده است.
در اين مقاله قصد داريم  به اين شبهه پاسخ بدهيم،چشم پوشي از اين مطلب که پيامبر در غدير تنها از کلمه مولا استفاده نکرده است بلکه کلمات ديگر مانند ولي را هم، که معني اصلي آن سرپرستي مي باشد را براي اميرالمومنين بيان نموده است.
 
اين افراد فکر کرده اند که مسئله بسيار مهمي را فهميده اند،در صورتي که اصلا در مورد بيان معاني کلمات شرط اوليه براي رسيدن به معني صحيح کلمه، استفاده آن در جمله مي باشد، کلمات داراي معاني و مفاهيمي هستند که براي فهم دقيق و اصلي آن، شخص متن و جمله را مي نگرد و به معني صحيح آن دست پيدا ميکند.
براي فهم دقيق و اصلي کلمه مولا در جريان غدير هم بايد جمله اي که رسول خدا در آن کلمه مولا را بيان فرمودند را ديد تا متوجه بشويم که پيامبر کلمه مولا را در چه قالب و مفهومي بيان نموده اند.

 
منظور رسول خدا را از کلمه مولا در مورد امير المومنين را ميتوان به راحتي در اين جملات فهميد:

1-حديث ثقلين در غدير
روايت صحيحي در منابع اهلسنت آمده است که پيامبر چنين فرمودند:
6272 أخبرني محمد بن علي الشيباني بالكوفة ثنا أحمد بن حازم الغفاري ثنا أبو نعيم ثنا كامل أبو العلاء قال سمعت حبيب بن أبي ثابت يخبر عن يحيى بن جعدة عن زيد بن أرقم رضي الله عنه قال خرجنا مع رسول الله صلي الله عليه و سلم حتى انتهينا إلى غدير خم فأمر بروح فكسح في يوم ما أتى علينا يوم كان أشد حرا منه فحمد الله وأثنى عليه وقال يا أيها الناس أنه لم يبعث نبي قط إلا ما عاش نصف ما عاش الذي كان قبله وإني أوشك أن أدعى فأجيب وإني تارك فيكم ما لن تضلوا بعده كتاب الله عز وجل ثم قام فأخذ بيد علي رضي الله عنه فقال يا أيها الناس من أولى بكم من أنفسكم قالوا الله ورسوله أعلم ألست أولى بكم من أنفسكم قالوا بلى قال من كنت مولاه فعلي مولاه
زيد بن ارقم مي گويد با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله (از مكّه) خارج شديم، در روزى كه تاكنون گرم‏تر از آنروز بر ما نگذشته بود، به غدير خم رسيديم طبق دستور آن حضرت خار و خاشاك آنجا را برداشتيم. پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله حمد و ثناى خداوند را بجا آورد و سپس خطاب به مردم فرمود: هيچ پيغمبرى مبعوث نشده مگر آنكه بيش از نيمى از عمر پيغمبر قبل از خود زندگي نكرده و نزديك است من به سراى ديگر دعوت شوم و اجابت نمايم (از دنيا بروم).
من در ميان شما چيزى را به جاي مي گذارم كه(با تبعيت از آن) هرگز گمراه نمي شويد و آن كتاب خداست ،‌ سپس برخاست و دست (حضرت)على (عليه السلام)را گرفت و خطاب بمردم فرمود: كيست كه سزاوارتر است به شما از خود شما؟ گفتند خدا و رسول او داناترند. فرمود: آيا من نسبت به شما از خودتان سزاوار تر نيستم ؟ گفتند : آري ؛ فرمود هر كس كه من مولاى (سرپرست) او هستم. پس على عليه السّلام مولاى او است‏ .
الحاكم النيسابوري،  ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين،، ج 3 ص 613 رقم 6272 ، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.
وي در خصوص سند روايت مي گويد:
هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه  .
الحاكم النيسابوري،  ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين،، ج 3 ص 613 رقم 6272 ، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

 
ذهبي نيز در  تلخيص بعد از نقل اين سخن حاکم چنين مي گويد:
صحيح :‌
اين روايت صحيح است
در اين روايت از خطبه و سخن رسول الله ميتوان به راحتي فهميد که اصلا بهترين کلمه اي که پيامبر ميتوانست از آن استفاده کند تا مقام و جائگاه اميرالمومنين را تبيين کند کلمه مولا مي باشد و اگر پيامبر کلمه اي جز مولا ميفرمودند بايد به فصاحت و جايگاه رسول اکرم و امير المومنين شک کرد به چندين دليل:
 
دلائل ما:
1- بیان حديث ثقلين و معرفي قرآن و اميرالمومنين  به عنوان دو جانشين بعد از پيامبر.
اگر پيامبر ميخواست دوستي حضرت علي را بيان کند چه لزومي داشت که قبل از معرفي اميرالمومنين حديث ثقلين را بيان کند، که خود علماي اهلسنت تصريح کرده اند که معنا و مفهوم حديث ثقلين تبعيت از قرآن و اهلبيت مي باشد پس منظور پيامبر دوستي نبوده است بلکه معرفي اميرالمومنين به عنوان جانشين پيامبر براي بعد از حضرت مي باشد.
حتي طحاوي از بزرگان اهلسنت جريان غدير را با لفظ روايت حديث ثقلين با تصحيح سند آن چنين بيان ميکندکه پيامبر قبل از اعلام ولايت و خلافت امير المومنين حديث ثقلين را بيان نمودند  و حضرت علي(ع) را با لفظ ولي براي مومنين معرفي نمودند چنانچه وي روايت را چنين نقل ميکند:
حَدِيثًا صَحِيحَ الإِسْنَادِ يُخْبِرُ أَنَّ ذلك الْقَوْلَ الذي كان من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِعَلِيٍّ بِغَدِيرِ خُمٍّ إنَّمَا كان في رُجُوعِهِ إلَى الْمَدِينَةِ من حَجِّهِ لاَ في خُرُوجِهِ منها لاَ حَجِّهِ كما حدثنا أَحْمَدُ بن شُعَيْبٍ قال أخبرنا محمد بن الْمُثَنَّى قال حدثنا يحيى بن حَمَّادٍ قال حدثنا أبو عَوَانَةَ عن سُلَيْمَانَ يَعْنِي الأَعْمَشَ قال حدثنا حَبِيبُ بن أبي ثَابِتٍ عن أبي الطُّفَيْلِ عن زَيْدِ بن أَرْقَمَ قال لَمَّا رَجَعَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عن حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَنَزَلَ بِغَدِيرِ خُمٍّ أَمَرَ بِدَوْحَاتٍ فَقُمِّمْنَ ثُمَّ قال كَأَنِّي دُعِيتُ فَأَجَبْتُ إنِّي قد تَرَكْتُ فِيكُمْ الثَّقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ من الآخَرِ كِتَابَ اللَّهِ عز وجل وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا فَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ ثُمَّ قال إنَّ اللَّهَ عز وجل مَوْلاَيَ وأنا وَلِيُّ كل مُؤْمِنٍ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ رضي الله عنه فقال من كنت وَلِيَّهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاَهُ وَعَادِ من عَادَاهُ فقلت لِزَيْدٍ سَمِعْتُهُ من رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فقال ما كان في الدَّوْحَاتِ أَحَدٌ إِلاَّ رَآهُ بِعَيْنَيْهِ وَسَمِعَهُ بِأُذُنَيْهِ قال أبو جَعْفَر فَهَذَا الْحَدِيثُ صَحِيحُ الإِسْنَادِ لاَ طَعْنَ لأَحَدٍ في أَحَدٍ من رُوَاتِهِ
شرح مشكل الآثار ، اسم المؤلف:  أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي الوفاة: 321هـ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - 1408هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط ج 5   ص 18

2-سخن پيامبر قبل از استفاده از کلمه مولا
پيامبر قبل از استفاده از کلمه مولا مطلبي را بيان نمودند که نشان دهنده جايگاه ولايت خود رسول الله است و آن هم جمله:
اولي بکم من انفسکم
چنانچه که در حديث قبلي ثابت کرديم پيامبر فرمودند:
وقال مخاطبا معاشر المسلمين ألست أولى بكم من أنفسكم قالوا اللهم بلى قال فمن كنت مولاه فعلى مولاه
اي گروه مسلمين ! آيا من به شما از نفس شما اولي و سزاوار نيستم ؟ مردم گفتند: بله . پيامبر(ص) فرمودند : پس هر کس من مولاي اويم ، پس علي مولاي او مي باشد
اين سخن پيامبر در واقع اشاره به يکي از ايات قرآن است که خداوند ميفرمايد پيامبر اولي است بر مردم نسبت به خودشان يعني در واقع تصرف  و ولايت دنيوي و اخروي بر همه مردم
علماي اهلسنت در تفسير و ترجمه اين سخن رسول خدا مطالبي را بيان نمودند به طور مثال ابن عاشور در ذيل آيه اي « النبي اولي باالمؤمنين من انفسهم» مي گويد:
والأنفس: الذوات ، أي : هو أحق بالتصرف في شؤونهم من أنفسهم في تصرفهم في شؤونهم . ومن هذا المعنى ما في الحديث الصحيح من قول عمر بن الخطاب للنبي صلى الله عليه وسلم « لأنتَ أحبّ إليّ من كل شيء إلاّ من نفسي التي بين جنبَيّ » فقال له النبي صلى الله عليه وسلم « لا يؤمن أحدكم حتى أكون أحبَّ إليه من نفسه . فقال عمر : والذي أنزل عليك الكتاب لأنت أحبّ إليّ من نفسي » . ويجوز أن يكون المراد بالأنفس مجموع نوعهم كقوله : { إذ بعث فيهم رسولاً من أنفسهم }آل عمران 164 ، ويجوز أن يكون المراد بالأنفس الناس . والمعنى : أنه أولى بالمؤمنين من ولاية بعضهم لبعض ، أي : من ولاية جميعهم لبعضهم على .
ابن عاشور ،التحرير والتنوير ،ج 11 ، ص 202.
اگر منظور از « انفسهم» ذوات باشد معناي« اولي » در اين صورت سزاوار بودن به تصرف در شئون مسلمانان از خودشان است . اين معنا در حديث صحيح از عمر آمده كه براي پيامبر (ص) گفت : شما از هر چيز محبوب تر به من هستي مگر نفسي كه من در درون دارم . پيامبر فرمودند : هيج يكي از شما ايمان نياورده ايد مگر اين كه من محبوب تر از نفس شما باشم .عمرگفت : قسم به كسي كه قران به شما فروفرستاده است كه شما از نفس من محبوب تر هستي . ممكن است كه منظور از «انفسهم» مجموع نوع انسان باشد ، كما اين که  خداوند فرمود :
ازنوع خود شما رسولي مبعوث كردم . ممكن است كه مراد از «انفسهم» مردم باشد در اين صورت معناي «اولي » اين مي شود كه پيامبر(ص) از ولايت بعض از  مومنين بر بعض شان سزاوار است .

 
حال که ثابت شد پيامبر قبل از معرفي امير المومنين صحبت از مقام ولايت خودش و تصرف برهمه امور مومنين و مردم کرده است، حال از کلمه مولا استفاده ميکند براي حضرت امير.
شايد بپرسيد به چه دليل پيامبر از کلمه مولا استفاده کردند و به چه دليل ما گفتيم بايد رسول خدا از کلمه مولا استفاده ميکرد در اين قسمت از بياناتشان،پاسخ شما اين است
کلمه مولا در واقع از ماده ولاء در اصل به معني ارتباط دو چيز با يکديگر است
چنانچه مخالفين شيعه همين مطلب را هم از کتاب تفسير نمونه آيت الله مکارم شيرازي جلد 21 صفحه 212 نقل کرده اند و فکر کرده اند که فتح الفتوح کرده و ادعا کرده اند که ببينيد حتي آيت الله مکارم شيرازي  هم فرمودند معني اصلي کلمه مولا يعني ارتباط دو چيز به يکديگر، در صورتي که اتفاقا ما به همين دليل ميگويم پيامبر بالاترين مقام را براي حضرت بيان فرمودند و آن هم مقام تصرف و ولايت بر همه مسلمانان دقيقا همان مقام تصرف و ولايت خود رسول الله.
و از آنجاي که پيامبر ميخواست براي مردم بيان کند که حضرت امير همان تصرف و ولايتي را دارد که خود رسول الله دارد و اين مقام خود را ارتباط دهد به حضرت امير(ع) از کلمه مولا در اينجا  استفاده کرده
وقال مخاطبا معاشر المسلمين ألست أولى بكم من أنفسكم قالوا اللهم بلى قال فمن كنت مولاه فعلى مولاه
پيامبر فرمودند: اي گروه مسلمين ! آيا من به شما از نفس شما اولي و سزاوار نيستم ؟ مردم گفتند : بله . پيامبر(ص) فرمودند : پس علي هم همان مقام را(ولايت و تصرف) را دارد

3: فهم و برداشت علماي اهلسنت
 از  آنجاي که حق خاموش شدني نيست و دوستان پيگير مباحث را بد عادت کرده ايم که هر وقت در مورد مطالب اختلافي مطلبي را بيان کرديم اين توانايي را داشته که همان عقيده را هم از کتب مخالفين ثابت کنيم، اين بار هم قصد داريم مطالبي را که خدمت شما عرضه شد را از زبان بزرگان اهلسنت ارايه دهيم. و از آنجاي که هدف اوليه بنده در مقالاتم استدلال به کتب علماي ايران و ديوبند و يا کتب ترجمه شده اهلسنت توسط بزرگان ايران بوده است اين بار هم مدرک جديدي  در مورد مطالب ارايه خواهم داد تا بار ديگر قدرت استدلال علمي شيعه را ثابت نمايم که چقدر متقن و علمي ميتوانيم عقائد خودمان را از کتب و نظرات علماي اهل خلاف ثابت کنيم.
چنانچه محمد زکريا کاندهلوي از کبار علماي حنفي ديوبند در کتاب فضايل درود به ترجمه مولوي عبدالرحمن سربازي در مورد معاني کلمه مولا و معني اصلي آن در حديث غدير چنين ميگويد:
به روايت مسند احمد و ترمذي از حضرت زيد بن ارقم اين ارشاد گرامي رسول خداي نيز نقل شده است:
«مَنْ کنت مولاه فعلي مولاه» يعني «هر کسي که من مولاي او هستم علي مولاي اوست اين حديث مشهور است و از بسياري از صحابه نقل شده است.
ملا علي قاري در شرح اين حديث از نهاية مي نويسد که مولا بر معاني زيادي اطلاق مي شود مانند: رب، مالک، سيد، و منعم يعني احسان کننده و معتق يعني کسي که غلام آزاد مي کند و ناصر به معني مدادگار و محب، تابع، همسايه، پسرعمو، حليف و امثال آن معاني زيادي را بر شمرده است. لذا مناسب با هر موردي همان معني مراد خواهد بود. ... علامه زرقاني مينويسد: مولا يعني: سيد، منعم، مدد گار، محب و اين از نامهاي الله تعالي جل شانه است و عنقريب استدلال مصنف يعني علامه قسطلاي بر اين نام از روايت «انا اولي بکل مُؤمن»"خواهد آمد، پس علامه زرقاني به شرح کلام علامه قسطلاني پرداخته ...و در صحيح بخاري اين ارشاد گرامي پيامبر نقل شده است که هيچ مومني وجود ندارد که من با او در دنيا و آخرت اولي نباشم لذا اگر کسي پس از مرگ مالي از خود به جاي بگذارد و به وارثانش  داده شود و کسي که وام يا اشيايي ضايع شونده پشت سر گذاشته است آنها پيش من بيايند من مولاي او هستم همچنين آن حضرت فرمود:کسي که من مولاياو هستم علي مولاي اوست امام ترمذي اين را روايت کرده وآن را حسن ناميده است
فضايل درود محمد زکريا کاندهلوي با ترجمه عبدالرحمن سربازي ص130
پس نتيجه گيري علماي اهلسنت هم مانند مولوي محمد زکريا کاندهلوي و علامه زرقاني چنين است که
1-مولاه معاني متعدد دارد مانند رب،مالک،سيد و منعم و... و کلمه مولاه با توجه به اصل جمله معني مي شود
2-استفاده کلمه مولاه در غدير براي حضرت امير(ع) از لسان پيامبر به معناي داشتن همان مقام رسول الله به عنوان  اولي بودن و تصرف در امور مسلمين و مردم براي امير المومنين(ع) است.
 
ترجمه کاندهلوي
براي اينکه کسي به ما اشکال نگيرد که آيا شخصيتي مثل  زکريا کاندهلوي نزد اهلسنت جايگاهي دارد يا خير که ما به کلام وي استدلال کرديم مطلبي را از محمد عمر سربازي در تمجيد و معرفي شخصيت وي بيان ميکنيم:
تمام علما به علم و فضل و تقواي شخصيت حضرت شيخ الحديث معترف بودند و ايشان مرجع علماي بزرگ بودند...ايشان در تمام علوم بهره داشتند بخصوص در علم حديث ايشان در جلسات علمي و ديني به شيخ الحديث نام برده مي شوند

مجالس قطب الارشاد محمد عمر سربازي ص220
 
4- فهم و برداشت صحابه از کلمه مولا
نکته اي ديگر که خيلي مهم است و خود محمد زکريا کاندهلوي اين مطلب را در کتاب خود بيان کرده است فهم صحابه از کلمه مولا در حادثه غدير است.
از آنجاي که ما ثابت کرديم کلمه مولا در غدير بالاترين مقام براي امير المومنين  و کسب همان مقام پيامبر بوده است که همان مقام تصرف بر همه مردم و مسلمانان مي باشد شاهد ديگري را هم بيان ميکنيم تا ديگر جاي هيچ حرف و حديثي نباشد، و آن هم فهم صحابه به عنوان مخاطبين سخن رسول الله مي باشد.
در منابع اهل سنت بيان شده است که غلام و برده و کنيز باید سرپرست و صاحب خويش را به عنوان مولا صدا بزند، و در واقع ميدانيم که صاحب غلام و کنيز، سرپرست و اولي الامر و صاحب اختيار  براي آنان محسوب ميشود چنانچه جناب کاندهلوي چنين ميگويد:
در حديث حضرت ابوهريره اين ارشاد گرامي پيامبر در صحيح بخاري نقل شده است که کسي نگويد: «اطعم ربک وضي ربک» يعني آقاي خود را با تعبير يا رب ندا نکند «وليقل: سيدي و مؤلاي» بايد بگويد «سيد من و مولاي من» در اينجا دستور داده شده است به گفتن سيد و مولا.
فضايل درود محمد زکريا کاندهلوي با ترجمه عبدالرحمن سربازي ص129
 
با توجه به اين مطلب از لسان مبارک خود پيامبر که دستور داده است غلام صاحبش را به لفظ مولا صدا کند و از آنجاي که خود پيامبر هم در غدير حضرت را به عنوان مولا براي مسلمين معرفي کردند روايت صحيحي در منابع اهل سنت وجود دارد که صحابه امير المومنين را به لفظ مولا با همين معني صاحب اختيار و سرپرست و صاحب تصرف بر امور آنان خطاب قرار داده اند چنانچه جناب کاندهلوي روايت را اينگونه نقل کرده است:
درباره غلامان گذشت که آنها آقاي خود را با کلمه سيد و مولاي صدا کنند. ملا علي قاري چنين به روايت امام احمد از حضرت رباح نقل کرده است که گروهي در کوفه به نزد حضرت علي آمده و به اين نحو سلام گفتند: «السلام عليك يا مؤلانا) حضرت علي فرمود: من چگونه مولاي شما هستم. در حالي که شما عرب هستيد.(يعني آزاده هستيد و برده و غلام نيستيد) آنها عرض نمودند که ما از رسول اکرم شنيده ايم: «من کنت مؤلاه فعلي مؤلاه» هر کسي که من مولاي او هستم علي مولاي اوست. وقتي که آنها قصد نمودند بازگردند من به دنبال آنها راه افتادم و پرسيدم که اينها چه کساني هستند؟ به من گفته شد که اين جماعت انصار است که در ميان آينها حضرت ابوايوب انصاري نيز وجود دارد
فضايل درود محمد زکريا کاندهلوي با ترجمه عبدالرحمن سربازي ص134

 
قابل توجه عزيزان که اين روايت در منابع معتبر اهلسنت با تصحيح روايت توسط بزرگان وهابي آمده است به طور مثال:
احمد بن حنبل اين روايت را نقل کرده و ارنووط هم روايت را تصحيح نموده است
23609 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا يحيى بن آدَمَ ثنا حَنَشُ بن الحرث بن لَقِيطٍ النخعي الأشجعي عن رِيَاحِ بن الحرث قال جاء رَهْطٌ إلى عَلِىٍّ بِالرَّحْبَةِ فَقَالُوا السَّلاَمُ عَلَيْكَ يا مَوْلاَنَا قال كَيْفَ أَكُونُ مَوْلاَكُمْ وَأَنْتُمْ قَوْمٌ عَرَبٌ قالوا سَمِعْنَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يوم غد يرخم يقول من كنت مَوْلاَهُ فان هذا مَوْلاَهُ قال رِيَاحٌ فلما مَضَوْا تَبِعْتُهُمْ فَسَأَلْتُ من هَؤُلاَءِ قالوا نَفَرٌ مِنَ الأَنْصَارِ فِيهِمْ أبو أَيُّوبَ الأنصاري
تعليق شعيب الأرنؤوط : إسناده صحيح
مسند أحمد بن حنبل  ج 5   ص 419، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر
همچنين آلباني وهابي هم اين روايت را نقل کرده و صحت آن را اذعان نموده است و تصريح کرده روايت از نظر سند قوي بوده و رجال روايت ثقه هستند:
.قلت : و هذا إسناد جيد رجاله ثقات . و قال الهيثمي : " رواه أحمد و الطبراني ،و رجال أحمد ثقات " .
السلسلة الصحيحة المجلدات الكاملة 1-9 - (ج 4 / ص 249)

 
پس با توجه به اين روايت ثابت مي شود فهم و برداشت صحابه هم از سخن رسول خدا با کلمه مولا براي امير المومنين(ع) با اينکه برده و غلام نبودند و آزاده بودند همان مقام پيامبر براي حضرت علي(ع) به عنوان صاحب اختيار،سرپرست و اولي الامر بوده است.
حال ما سوال داريم از مخالفين مکتب اهلبيت به خصوص جناب مراد زهي که چند شب پيش در شبکه وهابي نور مدعي شدند در بين معاني کلمه مولا ،هيچ کجا  اين کلمه به معناي خلافت يا سرپرستي نيامده است.
1-جناب مراد زهي چرا پيامبر قبل از معرفي اميرالمومنين حديث ثقلين خواندند؟
2-جناب مراد زهي چرا پيامبر قبل از بيان جايگاه امير المومنين (ع)صحبت از مقام ولايت و تصرف در امور خود براي مسلمين نمودند؟
3-جناب مراد زهي آيا شما از بزرگان و اساتيد خود مانند مولوي عبدالرحمن سربازي و کاندهلوي و علامه زرقاني باسواد تر هستيد که بر خلاف آنها ادعا کرديد کلمه مولاه در غدير به معني سرپرستي و تصرف براي مسلمين نيست؟
4-جناب مراد زهي ثابت کرديم که فهم صحابه از کلمه مولا در غدير به معني تصرف و سرپرستي براي حضرت علي (ع) بوده است آيا شما بهتر از صحابه منظور و سخن پيامبر را ميفهميد؟
5-جناب مراد زهي فهم و برداشت صحابه از نظر مبناي براي شما حجت است،چگونه با فهم صحابه يا در واقع با مباني خود مخالفت ميکنيد؟

6-جناب مراد زهي چرا به دروغ ادعا کرديد که در هيچ جا مولا به معني سرپرست نيامده است در صورتي که ما ثابت کرديم در صحيح بخاري پيامبر دستور داده است  که برده و غلام بايد

به صاحب خود به عنوان صاحب اختيار و سرپرست از لفظ مولا استفاده کند آيا شما از پيامبر بهتر ميفهميد؟

منتظر پاسخ و نقد جناب مراد زهی به عنوان نماینده دارالعلوم زاهدان هستیم.
 

دوستدار همه محبين اهل بيت خادم کوچک شما
علي شريفي

1
ديدگاه
موسی

۱۶:۳۶

۱۳۹۶/۷/۲۳

سلام خیلی جامع و دقیق ممنون