in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

0

0

151

۲۲ فروردین ۱۳۹۷

جایگاه امام موسی کاظم علیه السلام نزد اهل سنت _ قسمت دوم

جایگاه امام هفتم شیعیان نزد اهل سنت

تولید شده در سایت ندای شیعه

جایگاه امام موسی کاظم علیه السلام نزد اهل سنت - قسمت دوم

 

 

بخش چهارم: جایگاه امام کاظم علیه السلام نزد علمای اهل تسنن و نظر آنها در مورد حضرت

روایت خطیب بغدادى درباره گذشت و بردبارى امام کاظم (علیه السلام)

خطیب بغدادى به سندش از یحیی بن حسن روایت کرده که مردى از اولاد عمر بن خطاب که در مدینه ساکن بود حضرت را اذیت کرده و علی (علیه السلام) را دشنام می‌داد. برخی از دوستان حضرت پیشنهاد دادند که اگر اجازه دهید او را به قتل برسانیم. حضرت از این کار شدیدا نهی فرمود. آنگاه از مکان و محل او سوال نمود. به حضرت عرض کردند که در اطراف مدینه مشغول زراعت است. حضرت سوار بر مرکب شد و با آن مرکب وارد مزرعه او گشت. عمری فریاد برآورد: مزرعه مرا لگدمال نکن. ولی حضرت بدون اعتنا به حرف او آمد و به نزد آن شخص رسید. از مرکب خود پیاده شد و نزد او نشست و لبخندى زده و به او فرمود: چه مقدار خرج این مزرعه کرده‌اى؟ گفت: صد دینار. حضرت فرمود: چه مقدار امید دارى که به دست آورى  عرض کرد: من علم غیب ندارم. حضرت فرمود: من گفتم چه مقدار امید دارى به تو برسد؟ عرض کرد: امید دارم که به من دویست دینار عاید شود. حضرت سیصد دینار به او عطا فرمود، آن شخص از جا بلند شد و سر حضرت را بوسید. حضرت از نزد او خارج شد و به طرف مسجد آمد. آن شخص را مشاهده کرد که در مسجد نشسته، هنگامی که حضرت را دید گفت: خداوند بهتر می‌داند که رسالتش را در کجا قرار دهد. مردم به دور او ریختند و گفتند: قصه تو چیست؟ گفت: من قبلا خلاف این می‌گفتم. آن گاه با آنان به مخاصمه پرداخت و همه را به متابعت و پیروى از ابو  الحسن موسی  بن جعفر دعوت نمود. و این کار همیشگی او بود هر وقت که وارد مسجد شده و از آن خارج می‌گشت.

ابوالحسن موسی به دوستانی که می‌خواستند آن شخص را بکشند فرمود: کدام یک بهتر است؟ آیا آن کارى را که شما قصد داشتید انجام دهید ـ یعنی کشتن او ـ یا آنچه من قصد داشتم تا امرش را به این مقدار اصلاح نمایم؟

تاریخ بغداد، ج 13، ص 28، اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، علی اصغر رضوانی  قم، 1385 ه.ش.

 

ابن سمعون (متوفاي  387هـ.ق):

وي پیرامون امام هفتم مي‌نویسد :

و توفي موسی الكاظم في رجب سنة ثلاث و قیل سنة سبع و ثمانین و مائة ببغداد مسموما، و قیل إنه توفي في الحبس و كان الشافعي یقول قبر موسی الكاظم التریاق المجرب .

[حضرت] موسی كاظم در رجب سال صد و هفتاد و سه و یا صد و هفتاد و هشت هجري در بغداد مسموم شد و از دنیا رفت؛ و گفته شده است که او در حبس از دنیا رفت .

شافعي مي‌گفت: قبر موسي كاظم نوشداروي مجرب است.

ابن سمعون، أبو الحسن محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس البغدادي، أمالي ابن سمعون، ج  1، ص 125.

 

خطیب بغدادي (متوفاي 463هـ.ق):

خطیب بغدادي، ابن خلکان، مزي و دیگر علماي اهل سنت پیرامون آن حضرت نوشته‌اند:

و كان سخیا كریما و كان یبلغه عن الرجل أنه یؤذیه فیبعث إلیه بصرة فیها ألف دینار و كان یصر الصرر ثلاثمائة دینار و أربعمائة دینار و مائتي دینار ثم یقسمها بالمدینة و كان مثل صرر موسی بن جعفر إذا جاعت الإنسان الصرة فقد استغنی .

او سخاوتمند و  بزرگوار بود و کسي که به او بدي مي‌کرد، کیسه‌اي هزار دیناري براي او مي‌فرستاد و کیسه‌هاي پول را به  300دینار و  400دینار و  200دینار بسته‌بندي مي‌نمود و میان فقراي مدینه تقسیم مي‌کرد؛ كیسه‌هاي پول ایشان بین مردم ضرب المثل بود و اگر کیسه‌اي از موسي بن جعفر علیهما السلام به فردي مي‌رسید، بي نیاز مي‌شد.

البغدادي، ابوبكر أحمد بن علي بن ثابت الخطیب (متوفاى463هـ)، تاریخ بغداد، ج 13، ص 28، ناشر: دار الكتب العلمیة – بیروت.

المزي، ابوالحجاج یوسف بن الزكي عبدالرحمن (متوفاى742هـ)، تهذیب الكمال، ج 29، ص 44، تحقیق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: الأولی، 1400 هـ، 1980 م. .

إبن خلكان، ابوالعباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاى681هـ)، وفیات الأعیان و انباء أبناء الزمان، ج 5، ص 308، تحقیق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة -لبنان.

 

ابن جوزي حنبلي (متوفاى  597هـ ق):

عبد الرحمن بن علي بن محمد أبو الفرج ابن الجوزي الحنبلي چنین مي‌نویسد:

موسی بن جعفر بن محمد بن علي إبن الحسین بن علي أبو الحسن الهاشمي علیهم السلام.

كان یدع  العبد الصالح لأجل عبادته و اجتهاده و قیامه باللیل و كان كریما حلیما إذا بلغه عن رجل أنه یؤذیه بعث إلیه بمال.

موسی بن جعفر بن محمد بن علي إبن الحسین بن علي أبو الحسن الهاشمي علیهم السلام به خاطر عبادت و کوشش و شب زنده‌داري به عبد صالح نامیده شد. او فرد کریم و حلیمي بود و هنگامي که با خبر مي‌شد که فردي ایشان را اذیت کرده است، براي وي مالي را مي‌فرستاد.

ابن الجوزي الحنبلي، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى 597 هـ)، صفة الصفوة، ج 2، ص 184، تحقیق: محمود فاخوري - د.محمد رواس قلعه جي، ناشر: دار المعرفة - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1399هـ – 1979م.

 

فخر رازي (متوفاي 604 هـ.ق):

وي در تفسیر به اقوال مختلف پیرامون معناي کوثر در سوره كوثر، اشاره مي‌کند که امام کاظم علیه السلام یکي از مصادیق کوثر است چنانچه مي‌گوید :

و القول الثالث: الكوثر أولاده.... الأكابر من العلماء کالباقر و الصادق و الكاظم و الرضا (علیهم السلام).

نظر سوم آن است که مراد از کوثر، فرزندان رسول خدا هستند؛ بزرگاني از علما؛ مانند باقر و صادق و کاظم و رضا علیهم السلام از آنان هستند.

الرازي الشافعي، فخر الدین محمد بن عمر التمیمي، التفسیر الكبیر، ج 32، ص 117، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت - 1421هـ - 2000م. ، چاپ اول.

 

محمد بن طلحه شافعي (متوفاى 652 هـ ق):

محمد بن طلحه از علماي شافعي مذهب پیرامون آن حضرت مي‌نویسد:

أبی الحسن موسی بن جعفر الكاظم (علیهما السلام) الإمام موسی الكاظم (علیه السلام) ... هو الإمام الكبیر القدر، العظیم الشأن، الكبیر المجتهد، الجاد في الاجتهاد، المشهور بالعبادة، المواظب علی الطاعات، المشهود له بالكرامات، یبیت اللیل ساجدا و قائما، و یقطع النهار متصدقا و صائما، و لفرط حلمه و تجاوزه عن المعتدین علیه دعی كاظما، كان یجازى المسئ بإحسانه إلیه و یقابل الجاني بعفوه عنه، و لكثرة عبادته كان یسمی بالعبد الصالح، و یعرف بالعراق باب الحوائج إلی الله لنجح مطالب المتوسلین إلی الله تعال به، كرامته تحار منها العقول.

ابي الحسن، موسي بن جعفر الکاظم، امام کاظم سلام الله علیهما ... او امامي بزرگ قدر، عظیم الشأن، بسیار متهجد، اهل جدیت در كوشش، كسي كه كرامات او آشكار و به عبادت مشهور، و به طاعت مواظب بود. شبها را در حال سجود و قیام سپري مي‌كرد و روزها را با صدقه و روزه مي‌گذرانید و به خاطر شدت حلم و گذشتي كه نسبت به جسارت كنندگان به خود داشت، كاظم خوانده می‌شد. كسي را كه به او بدي مي‌كرد با نیكي و احسان پاداش مي‌داد. با جنایت كننده نسبت به خویش، با عفو و بخشش مقابله مي‌كرد. و به خاطر كثرت عباداتش عبد صالح نام گرفت، و در عراق به باب الحوائج إلي الله مشهور است. چرا كه كساني كه بوسیله او به خداي توانا متوسل مي‌شوند، از توسل خویش نتیجه مي‌گیرند. كراماتش عقلها را حیران مي‌كند.

الشیخ كمال الدین محمد بن طلحة الشافعي (متوفاى652هـ)، مطالب السؤول في مناقب آل الرسول (ع)، ص 447، تحقیق ماجد ابن أحمد العطیة.

 

ابن أبي الحدید معتزلي (متوفاى 655هـ ق):

ابن ابي الحدید معتزلي از علماي اهل سنت و شارح کتاب نهج البلاغه پیرامون آن حضرت مي‌نویسد:

موسی بن جعفر بن محمد – و هو العبد الصالح - جمع من الفقه و الدین و النسک و الحلم و الصبر.

موسی بن جعفر بن محمد او همان عبد صالح است. [او] بین فقه و دین و پرهیزگاري و حلم و صبر جمع کرده بود.

إبن أبي الحدید المدائني المعتزلي، ابوحامد عز الدین بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاى 655هـ)، شرح نهج البلاغة، ج 15، ص 172، تحقیق محمد عبد الكریم النمري، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأول،  1418هـ - 1998م.

 

ابن خلكان (متوفاي 681هـ.ق):

وي در كتاب «وفیات الأعیان» پیرامون شخصیت حضرت چنین می‌نویسد:

موسی الكاظم أبو الحسن موسی الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي زین العابدین ابن الحسین بن علي بن أبي طالب رضي الله عنهم أحد الأئمة الاثني عشر رضي الله عنهم أجمعین .

أنه یؤذیه فیبعث إلیه بصرة فیها ألف دینار و كان یصر الصرر ثلثمائة دینار و أربعمائة دینار و مائتي دینار ثم یقسمها بالمدینة .

ابوالحسن موسي کاظم فرزند جعفر صادق فرزند محمد باقر فرزند علي زین العابدین فرزند حسین فرزند علي بن ابي طالب (خداوند از او راضي باشد) یکي از امامان دوازده گانه [شیعیان] است که خدا از همه ایشان راضي باد .

ایشان بسیار بخشنده و کریم بود و گاهي به او خبر مي‌رسید که کسي او را آزار مي‌دهد؛ اما به نزد وي کیسه‌اي که در آن هزار دینار بود مي‌فرستاد؛ کیسه‌هاي پول را به 300 دینار و 400دینار و 200دینار بسته‌بندي مي‌نمود و میان فقراي مدینه تقسیم مي‌كرد.

إبن خلكان، أبو العباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبي بكر، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ج  5، ص 308، ناشر: دار الثقافة – لبنان، تحقیق: احسان عباس .

 

نظام الدین النیسابوري (متوفاي 728هـ.ق):

وي نیز همانند فخر رازي در تفسیر سوره كوثر، بنابر قول سوم امام کاظم علیه السلام را به عنوان یکي از مصادیق کوثر بیان مي‌کند :

و القول الثالث أن الكوثر أولاده ... ثم العالم مملوء منهم ... و العلماء الأكابر منهم لا حد و لا حصر لهم. منهم الباقر و الصادق و الكاظم و الرضا و التقي و النقي و الزكي و غیرهم.

نظر سوم آن است که مراد از کوثر، فرزندان رسول خدا هستند؛ عالم مملو از فرزندان رسول خداست؛ به قدري عالمان بزرگ از اهل بیت هستند که به شمارش نمي‌آیند حضرت باقر و صادق و کاظم و رضا و جواد و هادي و حسن عسكري علیهم السلام از آن علما هستند.

تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، اسم المؤلف: نظام الدین الحسن بن محمد بن حسین القمي النیسابوري الوفاة: 728هـ، دار النشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان-  1416هـ - 1996م.، الطبعة : الأولی، تحقیق: الشیخ زكریا عمیران.

تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج 6، ص 576.

 

ابن تیمیه حراني (متوفاي  728هـ.ق):

ابن تیمیه حراني نیز پیرامون شخصیت آن حضرت مي‌نویسد:

و موسی بن جعفر مشهور بالعبادة و النسک.

و موسي بن جعفر علیهما السلام مشهور به عبادت و پرهیزگاري بود.

ابن تیمیه الحرانی الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحلیم (متوفاى 728هـ)، منهاج السنة النبویة، ج 4، ص 57، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولی، 1406 هـ.

 

ابو الفداء (متوفاى732هـ ق):

ابو الفداء پیرامون شخصیت امام کاظم علیه السلام مي‌نویسد:

ثم دخلت سنة ثلاث و ثمانین و مائة فیها توفي موسی الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي زین العابدین بن الحسین بن علي بن أبي طالب ببغداد في حبس الرشید، و حبسه عند السندي بن شاهک، و تولی  خدمته في الحبس أخت السندي، و حكت عن موسی المذكور أنه كان إذا صلی العتمة، حمد الله و مجده و دعاه إلی أن یزول اللیل، ثم یقوم یصلي حتی یطلع الصبح، فیصلي الصلح ثم یذكر الله تعال حتی تطلع الشمس، ثم یقعد إِلی ارتفاع الضحی، ثم یرقد و یستیقظ قبل الزوال، ثم یتوضأ و یصلي حتی یصلي العصر، ثم یذكر الله تعال  حتی یصلي المغرب، ثم یصلي ما بین المغرب و العتمة، فكان هذا دأبه إِلی أن مات رحمة الله علیه، و كان یلقب الكاظم: لأنه كان یحسن إِلی من یسيء إِلیه، ... و قبره مشهور هنا، و علیه مشهد عظیم في الجانب الغربي من بغداد.

در سال 183موسی الکاظم فرزند جعفر صادق فرزند محمد باقر فرزند علي زین العابدین فرزند حسین بن علي بن ابي طالب در بغداد در زندان هارون از دنیا رفت .

ایشان نزد سندي بن شاهک زندان بود و در زندان خواهرسندي خدمت به حضرت را به عهده گرفت .

در مورد ایشان نقل شده است که وقتي نماز عشاء را مي‌خواند حمد الهي را به جاي آورده و او را ستایش گفته دعا مي‌کرد تا اینکه صبح مي‌شد؛ سپس نماز صبح را مي‌خواند و خدا را تا طلوع خورشید یاد مي‌کرد. سپس تا بالا آمدن روز مي‌نشست و کمي استراحت مي‌کرد و قبل از ظهر بیدار مي‌شد، سپس وضو گرفته و نماز مي‌خواند تا اینکه نماز عصر را به جاي آورد. سپس یاد خدا مي‌گفت تا نماز مغرب را به جا مي‌آورد. سپس بین نماز مغرب و عشاء نماز مي‌خواند .

این روش ایشان بود تا زماني که از دنیا رفت. و ملقب به کاظم شد بدین سبب که به کساني که به او بدي مي‌کردند نیکي مي‌کرد ... و قبر او در آنجا مشهور و معروف است. در قسمت غرب بغداد مکاني بزرگ  بر روي قبرش قرار دارد.

أبو الفداء عماد الدین إسماعیل بن علي (متوفاى732هـ)، المختصر في أخبار البشر، ج 1 ، ص 158-157، طبق برنامه الجامع الكبیر.

 

شمس الدین ذهبي (متوفاي 748هـ.ق):

شمس الدین ذهبي یكي از علماي بزرگ اهل سنت پیرامون شخصیت آن حضرت مي‌نویسد:

و قد كان موسی من أجواد الحكماء و من العباد الأتقیاء و له مشهد معروف ببغداد.

و موسي بن جعفر از سخاوتمند ترین حکماء و از عبادت کنندگان پرهیزگار بود و محل شهادت او در بغداد معروف است.

الذهبي الشافعي، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748هـ)، میزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 6، ص 539، تحقیق: الشیخ علي محمد معوض و الشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولی، 1995م.

وي همچنین در کتاب دیگرش مي‌نویسد:

كان موسی بن جعفر یدعی العبد الصالح من عبادته و اجتهاده.

موسي بن جعفر به خاطر کثرت عبادت و مجاهدت در راه خدا به «عبد صالح» ملقب شد.

الذهبي الشافعي، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 6، ص 271، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسي، ناشر :مؤسسة الرسالة - بیروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .

ذهبي همچنین در تاریخ الاسلام چنین مي‌نویسد:

موسی الكاظم ... و كان صالحا، عالما، عابدا، متألها.

موسي کاظم فردي صالح و عالم و عابد و در مسیر خدا بود.

الذهبي الشافعي، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى 748هـ)، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج 12، ص 417، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي- لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولی،  1407هـ - 1987م.

 

ابن الوردي (متوفاى749هـ ق):

ابن الوردي از علماي اهل سنت پیرامون آن حضرت مي‌نویسد:

سمي الكاظم: لإحسانه إلی من یسيء إلیه ... و قبره علیه مشهد عظیم بالجانب الغربي من بغداد .

کاظم نامیده شد: چرا کسي که به او بدي مي‌کرد، به او احسان مي‌کرد و روي قبرش مکاني بزرگ در قسمت غربي بغداد قرار دارد.

ابن الوردي، زین الدین عمر بن مظفر (متوفاى749هـ)، تاریخ ابن الوردي، ج 1، ص 198، ناشر : دار الكتب العلمیة - لبنان / بیروت، الطبعة : الأولی،  1417هـ - 1996م.

 

أبو محمد یافعي (متوفاي 768هـ.ق):

یافعي نیز پیرامون آن حضرت مي‌نویسد:

و فیها توفی السید أبو الحسن موسی الكاظم ولد جعفر الصادق كان صالحا عابدا جوادا حلیما كبیر القدر و هو أحد الائمة الاثنی عشر المعصومین في اعتقاد الامامیة و كان یدع  بالعبد الصالح من عبادته و اجتهاده و كان سخیا كریما .

در این سال ابوالحسن موسي کاظم فرزند جعفر صادق از دنیا رفت؛ او فردي صالح و عابد و بخشنده و صبور و داراي جایگاهي بزرگ  بود؛ ایشان یکي از امامان دوازده گانه است که به اعتقاد شیعیان معصوم هستند؛ ایشان را به خاطر عبادت و تلاشش در راه خدا، عبد صالح مي‌خواندند، و بسیار بخشنده و کریم بود .

الیافعي، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علي بن سلیمان، مرآة الجنان و عبرة الیقظان، ج 1، ص 394، ناشر: دار الكتاب الإسلامي- القاهرة - 1413هـ - 1993م .

 

ابن صباغ مالکي(متوفاى 855هـ ق):

ابن صباغ در کتاب الفصول المهمة مي‌نویسد:

و هو المعروف عند أهل العراق بباب الحوائج إلی اللّه، و ذلک لنجح قضاء حوائج المسلمین و نیل مطالبهم و بلوغ مآربهم و حصول مقاصدهم.

و او [موسي بن جعفر علیها السلام] نزد اهالي عراق به باب حوائج الي الله معروف بد چرا که در بر آورده شدن حاجات مسلمانان و رسیدن به مطلوب آنان و بر آورده شدن نیازمندي آنان و رسیدن به مقاصد آنان نتیجه حاصل مي شد.

ابن صباغ المالكي المكي، علي بن محمد بن أحمد (متوفاى 855هـ)، الفصول المهمة في معرفة الأئمة، ج 2، ص  932، تحقیق: سامي الغریري، ناشر: دار الحدیث للطباعة و النشر ـ قم، الطبعة : الأولی، 1422هـ .

 

ابن حجر هیثمي (متوفاي 973هـ.ق):

ابن حجر هیثمي نیز در کتاب الصواعق المحرقه خود که رد بر مذهب و مکتب شیعه مي‌باشد، پیرامون شخصیت موسي بن جعفر سلام الله علیهما مي نویسد:

موسی الكاظم و هو وارثه علما و معرفة و كمالا و فضلا سمي الكاظم لک ثرة تجاوزه و حلمه و كان معروفا عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج عند الله و كان أعبد أهل زمانه و أعلمهم و أسخاهم.

موسي کاظم علم و معرفت و فضل و کمال را از پدرش به ارث برد و در اثر عفو و گذشت و بردباري که از خود نشان مي داد، ملقب به «کاظم» شد؛ نزد عراقي‌ها به «باب الحوائج نزد خدا» معروف بود و در زمان خودش عابدترین، عالم‌ترین و بخشنده‌ترین فرد بود.

الهیثمي، ابوالعباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر (متوفاى973هـ)، الصواعق المحرقة علي أهل الرفض و الضلال و الزندقة، ج 2، ص590، تحقیق عبد الرحمن بن عبد الله التركي- كامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة: الأولی، 1417هـ - 1997م.

 

قرماني (متوفی 1019هـ ق):

احمد بن یوسف قرماني نیز مي نویسد:

هو الامام الكبیر القدر، الأوحد، الحجة، الساهر لیله قائما، القاطع نهاره صائما، المسمي لفرط حلمه و تجاوزه عن المعتدین کاظما. هو المعروف عند أهل العراق بباب الحوائج، لأنه ما خاب المتوسل به في قضاء حجاة قط.

او امامي بلند مرتبه و یگانه و حجت بود. در شبهایش ایستاده بود (کنایه از عبادت) و در روزها قاطع و روزه‌دار بود. به خاطر کثرت حلمش و گذشت از کساني که به او تعدي کرده‌اند کاظم نامیده شد. و او نزد مردم عراق به باب الحوائج مشهور بود چرا که هر کسي در بر آورده شدن حاجاتش به او متوسل مي‌شد به دست مي‌آورد.

القرماني، أحمد بن یوسف، أخبار الدول و آثار الأول في التاریخ، ج 1، ص 337، (المتوفی: 1019هـ)، المحقق: الدکتور فهمي سعد، الدکتور أحمد حطیط، عالم الکتاب.

 

نبهاني ( متوفاي 1350ه ق):

یوسف بن اسماعیل نبهاني از علماي اهل سنت پیرامون آن حضرت مي نویسد:

موسي الكاظم أحد أعیان اکابر الائمة من ساداتنا آل البیت الکرام هداة الاسلام رضي الله عنهم أجمعین و نفعنا ببرکاتهم و أماتنا علي حبهم و حب جدهم الأعظم صلي الله علیه و سلم.

موسى کاظم یکی از اعیان بزرگان امامان از سادات ما آل بیت کرام و هادیان اسلام ـ رضی الله عنهم ـ بود. خداوند ما را به برکات آنان نفع دهد و ما را بر محبّت آنان و محبّت جد بزرگشان بمیراند.

النبهاني، یوسف بن اسماعیل، جامع کرامات الأولیاء، ج 2، ص 495، مرکز أهل سنة برکات رضا فور بندر غجرات، هند، الطبعة الأولي، 2001م.

 

خیرالدین زرکلي (متوفاي 1410هـ):

وي پیرامون شخصیت حضرت چنین مي نویسد:

موسی بن جعفر الصادق بن محمد الباقر، أبو الحسن: سابع الأئمة الاثني عشر، عند الإمامیة. كان من سادات بني هاشم، و من أعبد أهل زمانه، و أحد كبار العلماء الأجواد.

موسی بن جعفر الصادق بن محمد الباقر، أبو الحسن: هفتمین امام از ائمه دوزاده گانه نزد شیعه. وي از سادات بني هاشم و عابدترین مردم زمان خویش بود و یکي از بزرگان علماي بخشنده بود.

الزركلي، خیر الدین (متوفاي 1410هـ)، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج 7، ص 321، ناشر: دار العلم للملایین ـ بیروت، الطبعة: الخامسة،1980 م.

 

محمد دیاب الإتلیدي (متوفاي 1425هـ ق):

وي نیز پیرامون آن حضرت مي نویسد:

و كان یتزیا بزي أعرابي زهدا في الدنیا و تباعدا عنها.

و او [موسي بن جعفر علیهما السلام] از لحاظ زهد در دنیا و دوري گزیدن از آن، به سبک عرب هاي ساده، بیابان‌نشین لباس مي پوشید.

الإتلیدي، محمد دیاب، إعلام الناس بما وقع للبرامكة مع بني العباس، ص  118، المحقق: محمد أحمد عبد العزیز سالم، دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1425هـ -  2004م.

 

نتیجه:

در این چهار بخش قسمتی از فضائل و مناقب و مقام شامخ امام هفتم شیعیان، امام موسی کاظم علیه السلام را از کتب اهل تسنن جمع آوری کردیم.

و این تنها بخش کوچکی از اینهمه فضائل ایشان در کتب اهل تسنن است که ما مختصرا بیان کردیم.

و این مطلب این را می‌رساند که امام موسی کاظم علیه السلام به قدری بزرگوار بوده‌اند که حتی غیر شیعیان و چه بسا غیر مسلمانان در مقام ایشان در مانده‌اند و نتوانسته‌اند که این فضائل را بیان نکنند.

ان شاء الله که مورد توجه صاحب الزمان قرار گیرد.

 

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

**************************************************************

ای ولی نعمت ایران پدرت را کشتند

آه، ای شاه خراسان پدرت را کشتند

در میان حرمت سینه زنان می گوییم ...

وا مصییت که رضا جان پدرت را کشتند

آنقدر از نفس حیدری اش ترسیدند ...

آخر از ترس، هراسان پدرت را کشتند

چارده سال، سیه چال بلا جایش بود

عاقبت در دل زندان پدرت را کشتند

از بلا هر چه که می شد به سرش آوردند

امت دور  ز انسان پدرت را کشتند

اشک، در چشم و به لب ناله ی " َخلّصنی" داشت

در عوض با لب خندان پدرت را کشتند

تا که دیدند کسی نیست، که یاری‌ش کند ...

چقَدر ساده و آسان پدرت را کشتند

حتما آن لحظه که بارید، برای جدش ...

موقع بارش باران پدرت را کشتند

گر چه از فرط شکنجه بدنش آب شده ...

تو بگو با لب عطشان پدرت را کشتند

گر چه اصلا غل و زنجیر، لباسش شده بود

کی دگر با تن عریان پدرت را کشتند

*رضا قاسمی*

 

لینک قسمت اول مقاله: http://nedayeshia.com/page.php?id=1210

 

سید بحر العلوم حسینی
 

0
ديدگاه