in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

0

0

130

۳۱ تیر ۱۳۹۶

بررسی چهار طریق از خبر جعلی کتاب الله و سنتی

مدت زمانی است طولانی که خطیبان و واعظان اهل سنت که بر منابر وعظ و خطابه مینشینند صحبت از روایات رسول الله ص هست اما روایات ضعیف که به صورت گزینش شده ومطابق میل خود انتخاب کرده اند به عنوان نمونه یکی از این روایات ضعیف و پر کاربرد روایت (کتاب الله و سنتی) است

تولید شده در سایت ندای شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولاية مولانا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام

این روایت با اینکه استفاده بسیار زیادی برای خطیبان در مقابل روایت متواتر و معروف (کتاب الله و عترتی) دارد اما هیچ سند درستی در کتب اهل سنت ندارد

در این مقاله قصد داریم طرق این روایت را مورد بررسی قرار بدهیم

الف – روایت اول نقل از ابن عباس (مستدرک حاکم)

حدثنا أبو بكر أحمد بن إسحاق الفقيه ، أنبأ العباس بن الفضل الأسفاطي ، ثنا إسماعيل بن أبي أويس
وأخبرني إسماعيل بن محمد بن الفضل الشعراني ، ثنا جدي ، ثنا ابن أبي أويس ، حدثني أبي ، عن ثور بن زيد الديلي ، عن عكرمة ، عن ابن عباس ، أن رسول الله صلى الله عليه وسلم خطب الناس في حجة الوداع ، فقال : " قد يئس الشيطان بأن يعبد بأرضكم ، ولكنه رضي أن يطاع فيما سوى ذلك مما تحاقرون من أعمالكم ، فاحذروا يا أيها الناس إني قد تركت فيكم ما إن اعتصمتم به فلن تضلوا أبدا كتاب الله وسنة نبيه صلى الله عليه وسلم ، إن كل مسلم أخ مسلم ، المسلمون إخوة ، ولا يحل لامرئ من مال أخيه إلا ما أعطاه عن طيب نفس ، ولا تظلموا ، ولا ترجعوا من بعدي كفارا يضرب بعضكم رقاب بعض "

از ابن عباس نقل است که گفت رسول خدا (ص) در حجه الوداع  برای مردم خطبه ای خواند. پس فرمود: براستیکه شیطان نا امید شد از اینکه در زمین شما پرستیده شود؛ ولی راضی است به اینکه در غیر از آن از اعمالی که سبک می شمارید، عبادت شود ؛ پس از او بر حذر باشید ؛ ای مردم من میان شما چیزی را بجا می نهم که اگر به آن چنگ زنید ابدا گمراه نمیشوید ؛ کتاب الله و سنت پیامبرش(ص) ؛ هر مسلمان برادر مسلمان دیگر است؛ مسلمانان برادرند و و مال هیچکس برای برادرش حلال نیست بجز آن قسمت که از روی میل و اختیار داده باشد و ظلم نکنید و بعد از من کافر نشوید که بعضی گردن دیگری را بزنید.

الحاکم النیسابوری - مستدرک علی الصحیحین - كتاب العلم -خطبته (ص) في حجة الوداع – ج 1 – ص 171 – ط دار الکتب العلمیه – تحقیق دکتر مصطفی عبدالقادر عطا

 

در این کتاب حاکم نیشابوری از دو طریق که از اسماعیل بن ابی اویس به بعد مشترک هستند روایت کتاب الله و سنتی را نقل کرده است که از قضا علت ضعف این روایت اسماعیل بن ابی اویس (اسماعیل بن عبدالله بن عبدالله بن اویس بن مالک) و پدرش هستند که در کتب رجالی معتبر اهل سنت ضعیف یاد شده است

به عنوان نمونه ابن حجر عسقلانی و ذهبی دو تن از استوانه های علمی اهل سنت در مورد اسماعیل بن عبدالله بن عبدالله چنین اورده اند :

1- ابن حجر عسقلانی تهذیب التهذیب

568 " - خ م د ت ق - إسماعيل" بن عبد الله بن عبد الله بن أويس بن مالك بن أبي عامر الأصبحي أبو عبد الله بن أبي أويس ابن أخت مالك ونسيبه

وقال معاوية بن صالح عنه : هو وأبوه ضعيفان.

معاویه بن صالح درباره او میگوید:او و پدرش هر دو ضعیف هستند.

وقال عبد الوهاب بن عصمة ، عن أحمد بن أبي يحيى ، عن ابن معين : ابن أبي أويس وأبوه يسرقان الحديث.

از ابن معین نقل است که می گوید: ابن ابی اویس و پدرش حدیث دزدی می کردند.

وقال إبراهيم بن الجنيد ، عن يحيى : مخلط يكذب ليس بشيء.

ابراهیم بن جنید میگوید: یحیی بن معین گفت: او دیوانه است و دروغ می گوید اصلا ارزشی ندارد.

وقال النسائي ضعيف ، وقال في موضع آخر غير ثقة.

و نسائی گفته که او ضعیف است و در جای دیگر گفته  که او ثقه نیست.

وقال ابن عدي : روى عن خاله أحاديث غرائب لا يتابعه عليها أحد.

ابن عدی گفته است که از دایی اش احادیث عجیب و غریب نقل میکند که هیچ کس از آنها تبعیت نمی کند

وقال ابن حزم في المحلى ، قال أبو الفتح الأزدي ، حدثني : سيف بن محمد : أن ابن أبي أويس كان يضع الحديث.

و ابن حزم در المحلی گفته که ازدی گفته: سیف بن محمد گفته که ابن ابی اویس همیشه حدیث جعل میکرد.

ابن حجر العسقلاني - تهذيب التهذيب -حرف الألف - من اسمه اسماعيلالجزء 1 – رقم الصفحه 310 311 312

2- ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلا

اسماعيل بن أبي أويس ( خ ، م ) :اسماعیل بن عبد الله بن عبد الله بن أويس بن مالك بن أبي عامر

وقال النسائي : ضعيف ، وقال مرة فبالغ : ليس بثقة.

نسائی گفته:  او ضعیف است و بار دیگر گفته که ثقه نیست

وقال أبو أحمد بن عدي : روى عن خاله غرائب لا يتابعه عليها أحد ، وهو خير من أبيه.

ابواحمد بن عدی گفته که از داییش اش عجایب و غرایبی نقل میکند که احدی از آنها متابعت نمیکند.  او از پدرش بهتر بود.

الذهبي- سير أعلام النبلاء - الطبقة الحادية عشرة - اسماعيل بن أبي أويس - الجزء10 - رقم الصفحة 391 الی 395

اما راوی بعدی که ضعیف هست پدر اسماعیل بن عبدالله جناب عبدالله بن عبدالله بن ابی اویس هست که در مطالب بالا هم چند مورد از ضعفش در ترجمه پسرش نقل شد  و ما موارد مهم را بیان میکنیم

1- ابن حجر در بخش مربوط به نظر علما اهل سنت در مورد اسماعیل از پدرش هم میگوید

وقال معاوية بن صالح عنه : هو (اسماعیل) وأبوه ضعيفان.

وقال عبد الوهاب بن عصمة ، عن أحمد بن أبي يحيى ، عن ابن معين : ابن أبي أويس وأبوه يسرقان الحديث.

ابن حجر العسقلاني - تهذيب التهذيب -حرف الألف - من اسمه اسماعيلالجزء 1 – رقم الصفحه 310 311 312

 

2- تهذیب الکمال للمزی

قال معاوية بن صَالِحٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ معين : لَيْسَ بقوي وقال فِي موضع آخر : أَبُوأويس ضعيف مثل فليح  وقال فِي موضع آخر : أَبُو أويس وابنه ضعيفان

معاویه بن صالح از یحیی بن معین نقل میکند که گفت: او قوی نیست، جای دیگر گفته: ابواویس مثل فلیح ضعیف است و جای دیگر گفته: ابواویس و پسرش هر دو ضعیف هستند.

وقال عثمان بن سعيد الدارمي عَنْ يَحْيَى بْنِ معين : أَبُو أويس ضعيف وفليح ضعيف ما أقربهما

عثمان دارمی از یحیی بن معین نقل کرده که گفت: ابواویس ضعیف است و فلیح هم که به اندو نزدیک است ، ضعیف است

وقال علي ابن المديني : كَانَ عند أصحابنا ضعيفا

علی بن مدینی گفت: او نزد اصحاب ما ضعیف شمرده می شود.

وقال النسائي : مدني لَيْسَ بالقوي

نسائی گفت: مدنی است قوی نیست

تهذیب الکمال للمزی – عبدالله بن عبدالله بن ابی اویس

 

از ضعف این دو راوی مشخص میشود اولین روایت از روایات کتاب الله و سنتی دارای ضعفی فاحش است و اصلا یارای قد علم کردن در مقابل روایت متواتر کتاب الله و عترتی قرار نمیگیرد

 

ب – روایت دوم از ابی هریره (مستدرک حاکم)

أخبرنا : أبو بكر بن إسحاق الفقيه ، أنبأ : محمد بن عيسى بن السكن الواسطي ، ثنا : داود بن عمرو الضبي ، ثنا : صالح بن موسى الطلحي ، عن عبد العزيز بن رفيع ، عن أبي صالح ، عن أبي هريرة (ر) قال : قال رسول الله (ص) : إني قد تركت فيكم شيئين لن تضلوا بعدهما : كتاب الله ، وسنتي ، ولن يتفرقا حتى يردا علي الحوض.

ابوهریره میگوید که پیامبر (ص)فرمودند: من در میان شما دو چیز بجا می نهم که بعد از آن ابدا گمراه نمی شوید؛ کتاب الله و سنتم ؛ این دو از هم جدا نمیگردنند تا در حوض بر من وارد شوند.

الحاکم النیسابوری - مستدرک علی الصحیحین - كتاب العلم - خطبته (ص) في حجة الوداع – ج 1 – ص 171 – ط دار الکتب العلمیه – تحقیق دکتر مصطفی عبدالقادر عطا

این روایت هم مانند روایت قبلی بسیار ضعیف هست و فردی متروک الحدیث به نام صالح بن موسی بن اسحاق در ان دیده میشود که ما فقط چند نمونه از نظرهای علمای اهل سنت در موردش را بیان میکنیم

1-  بخاری الضعفاء الصغیر

صالح بن موسى من ولد طلحة بن عبيد الله منكر الحديث.

صالح بن موسی از فرزندان طلحه است که منکر الحدیث است

البخاري - الضعفاء الصغير -باب الصاد - صالح بن موسى -الجزء(1) - رقم الصفحة (59)

 

2- النسائی الضعفاء والمتروكين

صالح بن موسى الطلحي متروك الحديث

نسائی: صالح بن موسی طلحی متروک الحدیث است

النسائي - الضعفاء والمتروكين -باب الصادالجزء(1) - رقم الصفحه(57)

 

3- المزی تهذیب الکمال

صالح بن موسى إسحاق بن طلحة بن عبيد الله الطلحي الكوفي

قال عباس الدوري ، عن يحيى بن معين:  ليس بشيء.

عباس دوری از یحیی بن معین :  او ارزشی ندارد

وقال في موضع آخر : صالح بن موسى و إسحاق بن موسى ليسا بشيء، ولا يكتب حديثهما.

ودرجای دیگر: صالح بن موسی و اسحاق بن موسی ارزشی ندارند (جایگاهی ندارند) و حدیث آنها نوشته نمی شود.

وقال هاشم بن مرثد الطبراني ، عن يحيى بن معين: ليس بثقة.

طبرانی از یحیی بن معین نقل میکند :  او ثقه نیست.

وقال إبراهيم بن يعقوب الجوزجاني : ضعيف الحديث، على حسنه.

جوزجانی گفته که او در بهترین حالت ضعیف الحدیث است.

وقال عبد الرحمن بن أَبي حاتم: سألت أبي عنه ، فقال : ضعيف الحديث، منكر الحديث جدا، كثير المناكير عن الثقات، قلت: يكتب حديثه ، قال: ليس يعجبني حديثه.

عبدالرحمن بن ابی حاتم میگوید از پدرم درباره او سوال کردم گفت: ضعیف الحدیث است ، قطعا منکر الحدیث است؛ منکر های زیادی از ثقات نقل میکند، میگویم: حدیثش نوشته می شود. گفت: حدیثی او برای من رضایت بخش نیست.
وقال البخاري : منكر الحديث عن سهيل بْن أَبي صالح.

وقال النسائي: لا يكتب حديثه، ضعيف.

وقال في موضع آخر : متروك الحديث.

وقال أبو أحمد بْن عدي : عامة ما يرويه لا يتابعه عليه أحد ، وهو عندي ممن لا يتعمد الكذب، ولكن يشبه عليه ويخطئ، وأكثر ما يرويه في جده من الفضائل، ما لا يتابعه عليه أحد

ابواحمد بن عدی میگوید: عموم آنچه که نقل میکند ، کسی از آنها تبعیت نمیکند.  و او نزد من از کسانی است که بخاطر دروغ ، به او اعتماد نمی توان کرد. ولی برای او شبهه ایجاد میشد و خطا میکرد و بیشتر منقولاتش درباره پدرش از فضائل است! که  کسی از آنها تبعیت نمی کند

المزي - تهذيب الكمال في أسماء الرجال -باب الصاد - من اسمه صاعد وصالح  -صالح بن موسى بن إسحاق بن طلحة بن عبيد الله الطلحي الكوفي – الجزء (13) – رقم الصفحه (95 – 96 – 97)

 

از ضعف شدید این راوی و متروک الحدیث بودنش مشخص میشود این روایت هم مانند روایت قبل هیچ ارزشی ندارد و باز هم قابلیت  ایستادگی در مقابل متواتر کتاب الله و عترتی ندارد

 

پ – روایت عمرو بن عوف ( فتح المالك بتبويب التمهيد – ابن عبد البر)

وحدثنا: عبد الرحمن بن يحيى، قال : حدثنا : أحمد بن سعيد، قال : حدثنا : محمد ابن إبراهيم الديلي ، قال : الديلي علي بن زيد الفرائضي ، قال : حدثنا : الحنيني ، عن كثير بن عبد الله بن عمرو بن عوف ، عن أبيه ، عن جده ، قال : قال رسول الله (ص) تركت فيكم أمرين لن تضلوا ما تمسكتم بهما : كتاب الله ، وسنة نبيه(ص)

عمرو بن عوف از پدرش و او از جدش نقل می کند که پیامبر (ص)فرمود: دو امر در میان شما بجا می نهم که گمراه نمی شوید اگر تمسک جویید به آن ؛ کتاب الله و سنت پیامبرش(ص)

ابن عبدالبر- فتح المالك بتبويب التمهيد- الجزء(9)  - رقم الصفحه (283/682)

ابن عبدالبر - التمهيد لما في الموطأ من المعاني والأسانيد- الجزء(1) - رقم الصفحه (525/824)

 

اين روايت هم مانند روایت قبلی دچار ضعف شدید سند است و اصلا قابل استناد نیست ضعف این روایت در کثیر بن عبدالله است که در بسیاری از کتب اهل سنت منکر الحدیث نام برده شده است

 

1-المزي تهذيب الكمال

كثير بن عبد الله بن عمرو بن عوف ابن زيدبن ملحة المزني المدني:

قال أبو طالب : سألت أحمد بن حنبل عنه، فقال: منكر الحديث، ليس بشيء.

وقال عبد الله بن أحمد بن حنبل: ضرب أبي على حديث كثير بن عبد الله في المسند ولم يحدثنا عنه.

ابی طالب میگوید از احمد حنبل در مورد او پرسیدم گفت منکر الحدیث هست

عبدالله بن احمد حنبل گفت: پدرم از حديث كثير بن عبدالله در مسند ممانعت کرد و از او چيزى براى ما نقل نكرد.

وقال أبو خيثمة : قال لي أحمد بن حنبل : لا تحدث عنه شيئا.

ابوخثیمه گفته: احمد بن حنبل به من گفت: از او چیزی نقل نکن

وقال عباس الدوري ، عن يحيى بن معين : لجده صحبة ، وكثير ضعيف الحديث ، وقال في موضع آخر : ليس بشيء.

عباس دوری از ابن معین نقل میکند که گفت: جدش صحابه بود و کثیر ضعیف الحدیث است و جای دیگر گفته:  ارزشی ندارد

وقال عثمان بن سعِيد الدارمي ، عن يحيى بن معِين : ليس بشيء.

وقال أبو عبيد  الآجري : سئل أبو داود ، عن كثير بن عبدالله ابن عمرو بن عوف المزني ، فقال : كان أحد الكذابين.

اجری از ابوداود سوال میکند درباره کثیر بن عبدالله ؛ او گفت: او یکی از کذابین هست.

سمعت محمد بن الوزير المصري ، قال : سمعت الشافعي ، وذكر كثير بن عمرو بن عوف ، فقال : ذاك أحد الكذابين أو أحد أركان الكذب.

...او یکی از کذابین است یا یکی از ارکان دروغ.

وقال عبد الرحمن بن أبي حاتم : سألت أبا زرعة عنه ، فقال : واهي الحديث ، ليس بقوي، قلت له : بهز بن حكيم ، وعبد المهيمن ، وكثير بن عبدالله أيهم أحب إليك ، قال : بهز وعبد المهيمن أحب إلي منه.

ابن ابی حاتم از ابازرعه درباره او سوال کرد و گفت: او واهی الحدیث است(متوهم )؛ قوی نیست- به او گفتم بهز بن حكيم ، وعبد المهيمن ، وكثير بن عبدالله کدامشان محبوب تر است نزد تو؟ گفت: بهز وعبد المهيمن محبوب تر هستند.

وقال أبو حاتم : ليس بالمتين.

ابوحاتم: او متین نیست

وقال النسائي ، والدارقطني : متروك الحديث ، وقال النسائي في موضع آخر : ليس بثقة.

و نسائی و دارقطنی گفته اند:  او متروک الحدیث است و نسائی جای دیگر گفته:  او ثقه نیست

وقال أبو حاتم بن حبان  : روى ، عن أبيه ، عن جده نسخة موضوعة لا يحل ذكرها في الكتب ولا الرواية عنه الا على وجه التعجب.

ابن حبان میگوید: او  از پدرش و او از جدش نقل میکند نسخه ای جعلی را که شایسته نیست مطرح شود در کتب. و نه روایت از او . بالاترین حالت خوش بینی ، تعجب است.

وقال أبو أحمد بن عدي: عامة ما يرويه لا يتابع عليه.

ابواحمد بن عدی میگوید: عمده منقولاتش مورد متابعت واقع نمی شود

قال : إبراهيم بن المنذر الحزامي ، عن مطرف بن عبدالله المدني : رأيت كثير بن عبدالله بن عمرو بن عوف المزني ، وكان كثير الخصومة ولم يكن أحد من أصحابنا يأخذ عنه.

ابراهیم بن منذر از مطرف بن عبدالله مدنی نقل میکند که گفت : کثیر بن عبدالله را دیدم و بیشترین جدل را دارد.  و هیچ یک از أصحاب ما از او چیزی فرا نمی گرفتند.

وقال له ابن عمران القاضي : يا كثير أنت رجل بطال تخاصم فيما لا تعرف ، وتدعي ما ليس لك ، وليس عندك على ما تطلب بينة فلا تقربني إلا أن تراني قد تفرغت لأهل البطالة

ابن عمران قاضی به او گفت: ای کثیر تو مردی هستی که در چیزی که بلد نیستی ، مخاصمه بیهوده  میکنی و ادعاهایی را داری که برای تو نیست. و نزد تو چیزی که برای آن دلیل طلب میکنی،نیست پس هیچگاه به من نزدیک نشو مگر اینکه مرا ببینی . تو از اهل مناظره و جدل جدا شدی

المزي - تهذيب الكمال في أسماء الرجال - باب الكاف - من اسمه كثير- الجزء : (24) - رقم الصفحة : (136 الي 140)

2- الذهبي  ميزان الاعتدال في نقد الرجال

كثير بن عبدالله [ د ، ت ، ق ] بن عمرو بن عوف بن زيد المزني المدني :

قال ابن معين : ليس بشيء.

وقال الشافعي وأبو داود : ركن من أركان الكذب ، وضرب أحمد على حديثه.

شافعی و ابوداود گفتند: رکنی از از ارکان دروغ است. و احمد از حدیثش ممانعت کرد

وقال الدارقطني وغيره : متروك.

دارقطنی و دیگرام گفته اند: او ترک شده است

وقال أبو حاتم : ليس بالمتين.

وقال النسائي : ليس بثقة.

وقال مطرف بن عبدالله المدني : رأيته ، وكان كثير الخصومة ، لم يكن أحد من أصحابنا يأخذ عنه.

قال له ابن عمران القاضي : يا كثير ، أنت رجل بطال تخاصم فيما لا تعرف ، وتدعى ما ليس لك ، وما لك بينة ، فلا تقربني إلا أن تراني تفرغت لأهل البطالة.

وقال ابن حبان : له ، عن أبيه ، عن جده - نسخة موضوعة.

ابن حبان گفت: برای او از پدرش از جدش یک نسخه جعلی است.

وقال ابن عدي: عامة ما يرويه لا يتابع عليه.

الذهبي - ميزان الاعتدال في نقد الرجال - حرف الكاف - 6943 - كثير بن عبد الله بن عمرو بن عوف بن زيد المزني المدني- الجزء(3) -رقم الصفحة) 406 الي 407(

 

دیدیم که این روایت هم مانند دو روایت قبلی ضعفی شدید دارد و باز هم قابل احتجاج و استناد در مقابل حدیث متواتر کتاب الله و عترتی نیست

 

ج – روایت مرسل مالک از رسول الله (موطا مالک)

وحدثني : عن مالك : أنه بلغه أن رسول الله (ص) قال : تركت فيكم أمرين لن تضلوا ما مسكتم بهما : كتاب الله وسنة نبيه.

از مالک روایت است که پیامبر (ص) فرمود:  دو امر در میان شما بجا می نهم که گمراه نمی شوید اگر تمسک جویید به آن ؛ کتاب الله و سنت پیامبرش(ص)

مالك بن أنس - موطأ الامام مالك- الجامع - النهي عن القول بالقدر

 

این روایت به صورت مرسل و بدون اتصال از پیامبر (ص) نقل شده است و دارای هیچ اعتباری نیست

با بررسی این چهار روایت که هر کدام دارای ضعف های فراوان هستند و حتی محققین سنی مذهب هم ان را رد کرده اند (که در اینده به ان هم میپردازیم) میفهمیم که جدا مخالفین هیچ چیز برای تمسک مقابل حدیث متواتر ثقلین و ارجاع امت توسط رسول الله به قران و اهل بیت رسول الله (ص) ندارند

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لَا یَسْمَعُونَ
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ

ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ [ ﺍﺯ ﺭﻭﻯ ﺗﻈﺎﻫﺮ ] ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺷﻨﻴﺪﻳﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ [ﺍﺯ ﺭﻭﻯ ﺣﻘﻴﻘﺖ ] ﻧﻤﻰ  ﺷﻨﻮﻧﺪ
ﻗﻄﻌﺎ ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ ﺟﻨﺒﻨﺪﮔﺎﻥ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ، ﻛﺮﺍﻥ [ﺍﺯ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺣﻖ ] ﻭ ﻟﺎﻟﺎﻥ [ ﺍﺯ ﮔﻔﺘن حق ]ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ [ ﻛﻠﺎم ﺣﻖ ﺭﺍ ] ﻧﻤﻰ ﺍﻧﺪﻳﺸﻨﺪ 

قران کریم ، سوره انفال ، آیه ۲۲-۲۱

محمد کلهری

0
ديدگاه