in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

1

0

130

۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

با چه روشی افضلیت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بر خلفاء را ثابت کنیم؟

روش ثابت کردن افضلیت امام حسن و امام حسین علیهما السلام نسبت به خلفاء

تولید شده در سایت ندای شیعه

با چه روشی افضلیت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بر خلفاء را ثابت کنیم؟

 

استدلالی که روح شیعیان را جلا خواهد داد

در منابع اهل سنت روایت صحیحی وجود دارد که: پیامبر (ص) فرمود: امام حسن (ع) و امام حسین (ع) سرور جوانان اهل بهشت هستند.

حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا محمد بن عبد اللَّهِ الزبيري ثنا يَزِيدُ بن مردانية قال حدثنا بن أبي نُعْمٍ عن أبي سَعِيدٍ الخدري قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ.

مسند أحمد بن حنبل ج 3، ص 3

 

اهل سنت من، شما معتقد هستید که ابوبکر و عمر افضل بر همه امت هستند،اگر این دو نفر بهشتی باشند و از آنجایی که طبق روایات معتبر در بهشت پیری وجود ندارد پس سرور و سالار این دو نفر امام حسن (ع) و امام حسین (ع) می باشند و چنین استدلال افضلیت این دو امام را بر ابوبکر و عمر ثابت می‌کند.

چگونه می شود در بهشت که  جایگاه هر شخصی به واسطه اعمال وی در دنیا مشخص می شود امام حسن (ع) و امام حسین (ع) افضل و برتر از ابوبکر و عمر باشد ولی در دنیا ابوبکر و عمر افضل باشند؟

 

مخالفین در پاسخ به این استدلال چنین گفته اند:

در پاسخ می‌گویم همين حرفت بر حضرت علي منطبق مي‌شود پس طبق همين حرفت حسين از علي أفضل است.

 

سخن کوتاه می‌کنم و می گویم واقعا جهالت شما به متون و کتب خودتان برای شیعیان یک امر عادی شده است، چرا که در ادامه روایت پیامبر (ص) می فرماید: و پدر شما از شما برتر است.

ابن ماجه این روایت را نقل کرده و آلبانی هم روایت را تصحیح کرده است:

96- (صحیح)

115- حدثنا محمد بن موسى الواسطي حدثنا المعلى بن عبد الرحمن حدثنا ابن أبي ذئب عن نافع عن ابن عمر قال قال رسول الله صلى الله عليه و سلم الحسن والحسين سيدا شباب أهل الجنه و أبوهما خير منهما (صحيح) الصحيحة 797

صحيح ابن ماجة - (ج 1 / ص 26)

ضمن تشکر از مخالفین که در نقد مطالب ما بسیار کوشا و فعال بوده و برای نقد مطالب کانال وقت زیادی می گذارند سفارش می‌کنم حداقل نصف همین وقت را برای مطالعه کتب خویش قرار دهند.

 

مخالفین در پاسخ به این استدلال چنین گفته اند:

اكنون اين اقا روايتى ديگر با طريق ديگر ارائه داده كه پیامبر فرموده حضرت على از حسنين افضل‌تر است.

خب من گفتم هر طور جواب بدهند من هم از همان روش خودشان استفاده مي‌كنم و جواب مي‌دهم.

مي‌گویم: ما هم حديث داريم كه  داناترين شخص به قران و سنت امامت نماز را به عهده مي‌گیرد و حدیث صحيح مستفيض ديگرى داريم كه پیامبر در بستر بيمارى سفارش كرد ابوبكر امامت را به عهده بگیرد و ساير احاديث و روايات متواتر اهل بيت كه ابوبكر را افضل مي‌دانستند.

 

پاسخ ما:

ضمن تشکر از مخالفین برای پیگری و چشم پوشی از جواب ندادن یا عذرخواهی نکردن بابت جهل به کتب و متون روایی خویش، باید عرض کنم ایشان دوباره چند اشتباه را مرتکب شدند.

1- ایشان  مدعی شده اند که بنده با استفاده از روایت دیگری ثابت کرده ام که امیرالمومنین(ع) افضل بر امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است و این استدلال ایشان متاسفانه بار دیگر ضعف علمی این افراد را ثابت می‌کند،چرا که بنده روایت دیگری را ارائه نکردم بلکه ادامه همان روایت بود اما با یک تفاوت که یک راوی مقداری از یک روایت و سخن را نقل کرده است و راوی دیگر تمام آن را و در روایت اول راوی مقداری از روایت را بیان کرده بود و در روایت دوم راوی دیگر تمام سخن پیامبر (ص).

امیدوارم دوستان مخالف ما  با مطالعه بیشتر بتوانند سطح علمی خود را افزایش دهند تا دیگر شاهد این نقدهای پوچ نباشیم.

 

اما استدلال دوم

2- این افراد مدعی شدند که: داناترين شخص به قران و سنت امامت نماز را به عهده مي‌گیرد و پیامبر ابوبکر را امام جماعت قرار داد پس ابوبکر افضل بر امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می باشد.

در مورد این سخن هم نقدهای بسیاری وارد است:

اولا: این سخن و ادعا با روایت صحیحی که ما ارائه کردیم در تضاد است و شما باید تفسیر صحیحی ارائه دهید که این تضاد به وجود نیایید.

دوما: مدعی شدید که کسی باید امام جماعت باشد که اعلم به قرآن و سنت باشد. اتفاقا این سخن شما همان دلیل شیعه می باشد و سندی بر بطلان اعتقادی مخالفین مکتب اهلبیت(ع) به دو دلیل:

الف: ما معتقد هستیم که با وجود افضل رجوع به مفضول صحیح نیست و حتی در منابع اهل سنت تصریح شده است که اگر چنین امری در جامعه اتفاقا بیفتد خیانت است به خداوند و پیامبر و مردم، چنانچه باقلانی در کتاب التمهید این روایت را نقل کرده و تصریح می‌کند که این روایت تواتر معنوی دارد.

و قوله «مَن تَقَدَّمَ على قومٍ من المسلمين يَرى أنَّ فيهم من هو أفضلُ منه فقد خانَ اللهَ و رسولَه و المسلمين» في أمثال هذه الأخبار مما قد تواترت على المعنى و إن اختلفت ألفاظها.

اين گفته رسول خدا صلى الله عليه و آله «هر كس خود را بر گروهي از مسلمانان مقدم كند؛ در حالي كه مي‌داند در ميان آن قوم كسي بهتر از او وجود دارد، به درستي كه به خدا، رسول او و مسلمانان خيانت كرده است» همانند اين روايات، از نظر معنوي به صورت متواتر نقل شده؛ اگر چه الفاظ آن‌ها مختلف هستند.

الباقلاني، ابوبكر محمد بن الطيب (متوفاى403هـ)، تمهيد الأوائل في تلخيص الدلائل، ج1، ص474، تحقيق: عماد الدين أحمد حيدر، ناشر: مؤسسة الكتب الثقافية - لبنان، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

 

امیرالمومنین (ع) افضل بر همه صحابه:

با توجه به اعتراف مخالفین ما برای رجوع به افضل ما از منابع اهل سنت ثابت می‌کنیم که امیرالمومنین (ع) افضل از همه صحابه بوده و این سخن را پیامبر بیان فرموده و بسیاری از اصحاب و اهل بیت (ع) هم به همین معتقد بودند.

به طور مثال احمد بن حنبل در مسند خود با سند صحيح از امام حسن (ع) نقل می‌کند که حضرت در شب شهادت حضرت امیر(ع) تصریح کردند که شما مردی را از دست دادید که اعلم بر گذشتگان و آیندگان بود:

1719 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا وَكِيعٌ عن شَرِيكٍ عن أبي إِسْحَاقَ عن هُبَيْرَةَ خَطَبَنَا الْحَسَنُ بن عَلِىٍّ رضي الله عنه فقال لقد فارقكم رَجُلٌ بِالأَمْسِ لم يَسْبِقْهُ الأَوَّلُونَ بِعَلْمٍ وَلاَ يُدْرِكُهُ الآخِرُونَ كان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَبْعَثُهُ بِالرَّايَةِ جِبْرِيلُ عن يَمِينِهِ وَ مِيكَائِيلُ عن شِمَالِهِ لاَ يَنْصَرِفُ حتى يُفْتَحَ له.

از هبيره نقل شده است که حسن بن علي عليهم السلام خطبه خواند و فرمود: شما ديشب مردي را از دست داديد که گذشتگان از او پيشي نگرفتند و آيندگان نيز به او نخواهند رسيد. رسول خدا صلي الله عليه و آله پرچم را به دست او داد؛ در حالي که جبرئيل از طرف راست و ميکائیل از طرف چپ آن حضرت را همراهي مي کردند، او باز نمي‌گشت؛ مگر اين که فتح و پيروزي نصيبش مي‌شد.

مسند أحمد بن حنبل  ج 2، ص 344

احمد محمد شاکر، محقق کتاب مسند احمد سند اين روايت را صحيح دانسته است.

پس در این امر ثابت است که افضل بر همه صحابه حضرت امیر می باشد.

 

ب: دومین اشکال ما به سخن مخالفین که مدعی شدند در نزد آنان امام جماعت باید اعلم باشد این است که مطلب شما اشتباه است و این سخن درست و کامل نیست.

علمای اهل سنت از آنجای که متوجه شدند در صدر اسلام بنا بر دلائلی کسانی در مصدر خلافت و رهبری مسلمین قرار گرفته اند که اعلم از آنان در جامعه به مانند امیرالمومنین (ع) وجود داشتند و با توجه به تناقض و تضادی که در این بحث پیش می آید مبنای را مطرح کرده اند به این عنوان که:

و باب جواز الصلاة خلف كل بر و فاجر

باب جایز بودن نماز پشت سر هر فاسق و فاجر

و با این امر به اصطلاح خویش این تناقض را از بین بردند، و با توجه به این مطلب بود که گفتیم مخالفین ما از نظر اطلاع از مبانی خویش هم بسیار ضعیف می باشند.

 

و اما پاسخ به آخرین ادعا:

مخالفین ما مدعی شدند که پیامبر ابوبکر را برای امامت نماز فرستاد، ما چند نقد به این مطلب داریم که به آن اشاره می‌کنیم.

1-  به فرض صحت آن باز هم افضلیت ثابت نیست چرا که بیان کردیم در نزد اهل سنت نماز خواندن پشت سر هم فاسق و فاجری جائز است و اشکالی ندارد.

 

2-  به فرض قبولی این امر باز هم دلیلی بر افضلیت نیست و دلیل دیگر ما سخن ابن تیمیه در این بحث می باشد.

اعتراف ابن تيميه بر عدم ارتباط بين امامت جماعت و خلافت امّت

فالاستخلاف في الحياة نوع نيابة لا بد منه لكل ولي أمر و ليس كل من يصلح للاستخلاف في الحياة على بعض الأمة يصلح أن يستخلف بعد الموت فإن النبي صلى الله عليه و سلم استخلف في حياته غير واحد و منهم من لا يصلح للخلافة بعد موته.

جايگزيني هر شخص به جاي شخص ديگر در زمان حيات او نوعي نيابت محسوب مي‌گردد، كه هر ولي امري ناگزير از آن مي‌باشد. امّا اين گونه نيست كه هر كس در زمان حيات شخصي چنين صلاحيتي داشت، بعد از وفات او هم اين صلاحيت را دارا باشد. همان‌گونه كه پيامبر صلي الله عليه [و آله] و سلّم در زمان حيات خود تعداد زيادي از صحابه را براي امامت جماعت برگزيد و حال آن كه عدّه‌اي از آنها صلاحيّت خلافت بعد از او را نداشتند.

منهاج السنة النبوية، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، ج 7، ص 339. الناشر: مؤسسة قرطبة الطبعة الأولى، 1406، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، عدد الأجزاء: 8

پس طبق سخن ابن تیمیه وقتی امام جماعت بودن حتی دلیلی برای حقانیت و افضلیت در مورد رهبری جامعه نیست چگونه مخالفین ما می‌خواهند از این امر اثبات افضلیت ابوبکر را بر همگان ثابت کنند.

 

3- اما اینکه بیان کردند پیامبر(ص) ابوبکر را به عنوان امام جماعت مردم معرفی کرد هم از فضیلت های جعلی می باشد که برای ابوبکر جعل شده است و با روایت صحیح دیگر اهل سنت در تضاد می باشد، ما به عنوان نمونه به یکی از آنان اشاره می کنیم.

اهل سنت مدعی هستند که پیامبر (ص) ابوبکر را برای امام جماعت تعیین کردند، در صورتی که در منابع اهل سنت تصریح شده است وقتی پیامبر (ص) مطلع شدند که ابوبکر پیش نماز شده است با حال بسیار وخیم خود را به مسجد رساندند چنانچه بخاری چنین نقل می کند:

فَخَرَجَ يُهَادَى بَيْنَ رَجُلَيْنِ كَأَنِّى أَنْظُرُ رِجْلَيْهِ تَخُطَّانِ مِنَ الْوَجَعِ.

رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم از منزل به طرف مسجد خارج شد در حالي دو نفر زير بغل‌هاي حضرت را گرفته و در حالي كه پاهاي حضرت از شدت بيماري به زمين كشيده مي‌شد.

 

و در قسمت دیگری از این روایت آمده که پیامبر خود پیش نماز شد آن هم با آن حالتی که دو نفر زیر شانه های پیامبر (ص) را گرفته بودند و پای حضرت به زمین کشیده می شد از شدت بیماری

.. فَخَرَجَ فَإِذَا أَبُو بَكْرٍ يَؤُمُّ النَّاسَ ، فَلَمَّا رَآهُ أَبُو بَكْرٍ اسْتَأْخَرَ ، فَأَشَارَ إِلَيْهِ أَنْ كَمَا أَنْتَ ، فَجَلَسَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - حِذَاءَ أَبِى بَكْرٍ إِلَى جَنْبِهِ ، فَكَانَ أَبُو بَكْرٍ يُصَلِّى بِصَلاَةِ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - وَالنَّاسُ يُصَلُّونَ بِصَلاَةِ أَبِى بَكْرٍ .

 مردم نماز بخواند و او نيز براى مردم نماز مى‌خواند. عروه گفت: در اين حال رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در خود احساس سبكى و آرامش كرد و از خانه خارج شد، در حالى كه مردم به ابوبكر اقتدا كرده بودند. وقتى ابوبكر پيامبر را ديد، عقب رفت. پيامبر صلى اللّه عليه وآله به او اشاره كرد كه همان جا بايست. سپس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به موازات ابوبكر و در كنار او نشست. ابوبكر نمازش را با اقتدا به پيامبر صلى اللّه عليه و آله خواند و مردم نيز به ابوبكر اقتدا كردند.

 صحيح بخاري، محمد بن اسماعيل (256 هـ)، ج 1، ص 167. كتاب الاذان، باب من قام الي جنب الامام لعلة.

 

و در این داستان هم تصریح شده است که ابوبکر نقش مکبر را ایفا کرد.

 ... فَلَمَّا رَآهُ أَبُو بَكْرٍ ذَهَبَ يَتَأَخَّرُ، فَأَشَارَ إِلَيْهِ أَنْ صَلِّ، فَتَأَخَّرَ أَبُو بَكْرٍ و َقَعَدَ النَّبِىُّ إِلَى جَنْبِهِ، وَ أَبُو بَكْرٍ يُسْمِعُ النَّاسَ التَّكْبِيرَ ...

 ... و چون ابوبكر پيامبر را مشاهده نمود كه به مسجد آمده خواست كه عقب رود امّا پيامبر اشاره كرد كه عقب نرود ولي با اين وجود او عقب رفت و [به عنوان تكبيرگو] صداي تكبير حضرت را به گوش ديگران مي‌رساند ...

صحيح بخارى، محمد بن اسماعيل (256 هـ)، ج 1، ص 161، كتاب الاذان، باب حد المريض ان يشهد الجماعة.

 

قصد ما از بیان این مطالب نه صرف جواب دادن به مخالفین بوده است، چرا که بارها ثابت کردیم این مخالفین وجاهت علمی ندارند بلکه این مقاله به درخواست شیعیان عزیز بود تا بتوانند در مباحث خویش از آن استفاده کنند.

موفق باشید

 

خادم کوچک اهل بیت(ع): علی شریفی

 

0
ديدگاه