in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

2

0

214

۳۰ تیر ۱۳۹۶

اعتراف فرزند یزید به غاصب بودن پدر و پدر بزرگش!

تولید شده در سایت ندای شیعه

هنگامی که سخن از غصب منبر خلافت که میراث رسول خداست،توسط افرادی همچون معاویه و یزید پیش می آید، عده ای سینه سپر میکنند و به دفاع از این دوشخص به ویژه معاویه میپرداند!

ولی چه کسی از فرزند به پدر نزدیکتر؟!معاویه ثانی یعنی فرزند یزید تصریح میکند که پدر بزرگش به باطل به نزاع با اهل خلافت یعنی علی بن ابی طالب (ع) پرداخته است و پدرش چه خون هایی را به ناحق بر زمین نریخت و چه نسوان عفیفی که در زمانش، هتک حرمت نشدند!

"هیثمی" در "الصواعق المحرقة" می آورد:

لما ولي الْعَهْد صعد الْمِنْبَر فَقَالَ إِن هَذِه الْخلَافَة حَبل الله وَإِن جدي مُعَاوِيَة نَازع الْأَمر أَهله وَمن هُوَ أَحَق بِهِ مِنْهُ عَليّ بن أبي طَالب وَركب بكم مَا تعلمُونَ حَتَّى أَتَتْهُ منيته فَصَارَ فِي قَبره رهينا بذنوبه ثمَّ قلد أبي الْأَمر وَكَانَ غير أهل لَهُ وَنَازع ابْن بنت رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم فقصف عمره وانبتر عقبه وَصَارَ فِي قَبره رهيبا بذنوبه ثمَّ بَكَى وَقَالَ إِن من أعظم الْأُمُور علينا علمنَا بِسوء مصرعه وبئيس منقلبه وَقد قتل عترة رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم وأباح الْحرم وَخرب الْكَعْبَة .

صواعق المحرقة،ج2،ص641،مؤسسة الرسالة - لبنان

هنگامی که ولی عهد(معاویه ثانی) به بالای منبر رفت،گفت: این خلافت ریسمان الهی است که جد من معاویه با اهلش نزاع کرد در حالی که علی بن ابی طالب از جد من سزاوار تر بود! و از شما مردم سواری گرفت که خودتان به ان واقفید تا آنکه مرگش فرارسید در حالی که در گرو گناهانش بود.سپس پدرم از او تقلید کرد در حالی که شایستگی ان را نداشت و با پسر دخر رسول خدا(ص)_یعنی امام حسین(ع)_ نزاع کرد و عمرش را تباه ساخت و نسلش را نابود کرد و درحالی که در گرو گناهانش بود مرگش فرارسید!سپس گریه کرد و گفت:بزرگترین چیزی که بر ما وارد است،جایگاه بد پدرم است و او عترت رسول خدا را کشت و زنان حرم را (برای هتک حرمت)مباح کرد و کعبه را تخریب کرد.

بسیار مایه تأسف است که علمای وهابی چنین شخص ملعونی را که به این درجه از خباثت رسیده است که خون عترت را میریزد و تجاوز به زنان را مباح میکند، جانشین رسول خدا بدانند و مخالفت و خروج بر چنین ملعونی را جایز نشمارند!

ابومهدی علیرضا القزوینی

(برداشت مطالب این یادداشت بدون ذکر نام نویسنده بلامانع است

0
ديدگاه