in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

1

0

23

۰۵ آذر ۱۳۹۶

اطلاع اولياء خدا از تاريخ مرگ خود

آيا اولياء خدا از تاريخ مرگ خودشان آگاه هستند؟

تولید شده در سایت ندای شیعه

يکي  از مقاماتي که خداوند به اولياء خود عطاء کرده است آگاهي از علوم غيب و اموري است که در آينده اتفاق مي افتد و هر کس از اولياء به مقدار معرفت خويش نسبت به خداوند از اين علوم آگاهي دارد.

و اين اعتقاد در نزد شيعه و اهل سنت به عنوان يک کرامت براي اولياء خدا شناخته  مي شود و فقط فرقه ضاله وهابيت است که اين عقيده را شرک و غلو مي داند و حتي اخيرا مدعي شده اند که اگر ائمه از زمان وفات خود آگاهي داشتند پس مرگ آنها در واقع خودکشي محسوب مي شود.

با توجه به اين مطلب که وهابيون مدعي هستند، با اهل سنت هيچ تفاوت عقيدتي ندارند و در واقع آنان هم اهل سنت هستند ما قصد داريم در اين مقاله اثبات کنيم که مبحث مورد نظر، مورد اتفاق شيعه و اهل سنت بوده است  و خود علماي معاصر اهل سنت ايران هم به آن اذعان نموده اند و بعد از اثبات آن، اين سوال را از وهابيت داريم  که حکم  علماي اهل سنت که همين عقيده را در مورد اولياء خدا داشته و آن را به عنوان کرامت اولياء قبول دارند چيست؟

آيا جرات دارند آنها را هم مشرک بگويند و تکفير کنند؟

آيا بزرگان اهل سنت که تاريخ وفات خود را بيان کرده و به اذعان علماي اهل سنت در همان تاريخ هم از دنيا رفتند خودکشي کرده اند؟

1-مولوي محمد عمر سربازي

يکي از کساني که چنين سخن و عقيده اي را بيان کرده است مولوي محمد عمر سربازي از بزرگترين علماي معاصر اهل سنت است.

  جناب مولوي نهتاني يکي از شاگردان مولوي محمد عمر سربازي در کتابي که سرگذشت و زندگي نامه محمد عمر سربازي مي باشد،بابي را  به همين عنوان آورده است و در ذيل اين باب داستاني را از محمد عمر سربازي ذکر ميکند که در اين مطلب بيان داشته است، يکي از اساتيد وي چند سال قبل از وفاتش تاريخ مرگ خود را اعلام کرد و در همان تاريخ هم از دنيا رفت.

آيا دوستان خدا از وفات خويش مطلع مي شوند

 از عمرم فقط دو سال باقيست

مى گويند: ألأولياًء لا يموتون بل ينتقلون من دار إلى دار آخر.

جواب اين سوال در حکايتي نهفته است که خود مولانا- رحمة الله عليه – امسال آنرا برايمان در حين تدريس ترمذي حکايت کردند. ايشان فرمودند: «آخرين باري که در محضر با سعادت مولانا شاه غوث محمد هروي - رحمة الله عليه - حضور يافتم اراده کردم که قبر پدر بزرگ ايشان را زيارت کنم. زماني که به قبرستان رفتم دعايي خوانده و به روح ايشان هديه کردم....بنده از شاه صاحب پرسيدم:ببخشيد مولانا آيا اولياء الله از وفات خود با خبر مي شوند يا خير؟ شاه صاحب با شنيدن اين حرف لبخندي زد و سکوت کرد. البته من جواب سوالم را مي دانستم و اراده داشتم که نظريه ي شاه صاحب-رحمه الله عليه- را هم در اين مورد بدانم .شاه صاحب فرمود:آيا تو به قبرستان رفته اي؟گفتم بله.سپس فرمود:آيا قبري را که در قسمت پاهاي پدر بزرگ ام قرار داشت را مشاهده کردي؟من گفتم:بله شاه صاحب دو مرتبه سرش را پايين برد و سکوت کرد.من فهميدم که به او کشف شده باز سرش را بلند کرد و گفت آري موت اولياء الله به آنان کشف مي شود و آنان با خبر ميگردند و از عمر من هم فقط دو سال ديگر باقي است اگر خواهان استفاده و ديدار من هستيد قبل از تمام اين دوسال به اين ديار سفر کنيد...و دو سال بعد خبر وفات شاه صاحب به ما رسيد.

جلوه هاي از حالات ،کمالات و وفات شيخ التفسير و الحديث حضرت مولانا محمد عمر سربازي بقلم عبدالعظيم نهتاني صفحه58

2-علامه ندوي و مفتي قاسمي

بعد از نظر مولوي محمد عمر سربازي که تصريح کرده بود اولياء خداوند از تاريخ مرگ خود مطلع هستند در ادامه اين بحث قصد داريم تا نظر ديگر علماي معاصر اهل سنت را هم ارائه دهيم.

اين اشخاص، علامه ندوي از بزرگترين علماي اهل سنت ديوبند هند و مفتي قاسمي از علماي کبار اهل سنت معاصر ايران، مفتي و مدرس دارالعلوم زاهدان هستند.

يکي از بزرگترين شخصيت هاي علمي و عرفاني اهل سنت شيخ احمد سرهندي مي باشد که ايشان به امام رباني معروف هستند، در اثبات جائگاه ايشان همين مقدار بس که بسياري از بزرگان و علماي اهل سنت در مورد ضخصيت ايشان کتاب نوشته وفضائل و مقامات بسياري را در مورد ايشان نقل کرده اند.

يکي از کساني که در مورد ايشان کتاب نوشته است علامه ندوي مي باشد که اين کتاب را مفتي قاسمي ترجمه کرده است.

علامه ندوي در اين کتاب در باب مقام والاي امام رباني مطلبي را بيان کرده است که وي از تاريخ مرگ خود مطلع بود و اين مطلب را به نزديکان خود بيان کرده بود.

سفر آخرت و آمادگي براي آن

خواجه محمئ کشمي مي نويسد سال1032 ه بود حضرت مجدد در اجمير تشريف داشت فرمود:ايام سفر آخرت فرا رسيده است در نامه اي به مخدوم زادگان که در سرهند بودند چنين مي نويسد

ايام انقراض عمر نزديک و فرزندان دور

فرزندان با رسيدن نامه فورا خود را به اجمير رساندند روزي در خلوت با هر دو فرزندش (خواجه محمد سعيد و خواجه محمد معصوم) فرمود: من حالا هيچ رغبت و علاقه اي به دنيا ندارم. حالا ديگر فکر جهان ديگر غالب شده است و روزهاي سفر نزديکند...

در 12 محرم فرمود به من گفته شده که شما در ظرف 45 روز از اين جهان به جهان ديگر سفر خواهيد کرد. به من جايگاه قبر نيز نشان داده شده است...

در23 صفر تمام لباسهاي خود را ميان خدام تقسيم کرد.برجسم مبارک لباس گرم نبود بر اثر سرما مجددا تب کرد

يک شب در ثلث اخير برخاست.وضو گرفت و براي نماز تهجد ايستاد فرمود:که اين آخرين تهجد ماست و همين طور هم شد. بعد از آن فرصت تهجد نرسيد

تاريخ دعوت و اصلاح ابوالحسن علي ندوي ترجمه مفتي محمد قاسم قاسمي جلد4 صفحه117

3-مولوي مرادزهي

يکي ديگر از کساني که چنين سخني را در مورد احمد سرهندي يا همان امام رباني بيان کرده است مولوي مرادزهي از مدرسين دارالعلوم زاهدان مي باشد که اتفاقا وي در شبکه هاي وهابي هم حضور پيدا ميکند.

معروف ترين کتاب امام رباني کتاب مکتوبات وي مي باشد که اين کتاب در بسياري از مدارس ديني جزء کتب درسي حوزه هاي علميه اهل سنت مي باشد، و برگزيده اين کتاب را مولوي مرادزهي جمع آوري و ترجمه کرده است، وي در مقدمه کتاب  و در باب معرفي جائگاه رفيع امام رباني به همين نکته اشاره ميکند که وي از تاريخ و محل دفن خود مطلع بود و آن را به نزديکان خويش اعلام کرده بود.

 

آخرين روزهاي زندگي حضرت مجدد و توصيه هايش:

يکي از خوارق حضرت مجدد اين بود که زمان انتقالش را به دار آخرت مشخص نموده و براي رفتن کاملا آماده شده بود...

در سن 53 سالگي يعني سال۱۰۲۴ه ق وقتي حضرت امام دچار مريضي شده بودند بسياري از ياران فکر ميکردند اين مرض الموت است و پايان کار آن حضرت مي باشد، اما ايشان فرمودند که برايم ظاهر شد که آن قضاي معلق بوده و با دعا تغير يافته و انتقالم در سال1034 در سن 63سالگي خواهد بود...

 

و در چند صفحه بعد جناب مراد زهي ايام وفات امام رباني را بيان کرده و در مورد اتفاقات آن هنگام چنين مي نويسد.

 

بعضي از محرمان خاص و متعلقان در اين ايام اختيار انزوا و انقطاع جرات نموده پرسيدند که وجه اين عزلت و انقطاع از عيال و خلق الله در اين روزها چيست؟ فرمودند:سرش آن است که ايام ارتحال خود را از اين جهان قريب ميبينم...

دوزادهم محرم الحرام بود که فرمود:الحال مرا معلوم کردند که چهل تا پنجاه روز ديگر تو را از اين جهان به آن جهان مانده است، و قبر مرا به من نشان دادند...

شب سه شنبه بيست وهشتم صفر به خادماني که ايشان را پرستاري ميکردند فرمود:بسيار محنت کشيدند،همين محنت امشب است و بس.صبح آن روز خواستند تجديد وضو نمايند،اما دوباره گفتند لازم نيست.مرا بر فراشم بخوابانيد چنان کردند آري چون معلوم ايشان گرديد که بعد از ساعتي انتقال خواهد فرمود و فرصت تجديد وضو نخواهند يافت

گزيده مکتوبات امام رباني به کوشش ابوالحسن عبدالمجيد مراد زهي خاشي صفحه44


نتيجه گيري:

با توجه به مطالب ارائه شده اين امر مشخص شد که طبق اعتقاد اهل سنت اولياء خدا و بزرگان دين داراي کراماتي هستند و از جمله اين کرامت ها اطلاع از زمان فوت و محل دفن مي باشد پس اگر طبق سخن وهابيت اين امور شرک و غلو است در نتيجه علما و بزرگان اهل سنت مشرک هستند واگر کسي از تاريخ مرگ خويش مطلع باشد مرگ وي خودکشي محسوب مي شود پس بسياري از علماي اهلسنت مانند امام رباني خودکشي کرده اند

سوالات ما از مخالفين به خصوص وهابيون:

 

1-آيا علماي اهل سنت مانند علامه ندوي ،مفتي قاسمي،مرادزهي،امام رباني، محمد عمر سربازي و اساتيد وي که چنين عقيده اي داشتند مشرک هستند؟

 

2-آيا امام رباني که از زمان مرگ خود مطلع بود خودکشي کرده است؟

 

3-آيا آگاهي داشتن از زمان مرگ جزء علم غيب نيست؟

 

4-چگونه آگاهي از علم غيب را براي ائمه شيعه شرک دانسته ولي براي علماي اهل سنت کرامت ميدانيد؟

 

5-اگر اطلاع از اخبار غيبي توسط اولياء خدا دروغ است چگونه امام رباني در همان تاريخي که گفته بودند به ادعاي بزرگان اهل سنت از دنيا رفتند ، يا اطلاع از غيب توسط اولياء خدا حق است، يا اينکه طبق استدلال وهابيون امام رباني در تاريخي که براي مرگ شان اعلام کردند خودکشي کردند.

و......

نویسنده: علی شریفی

0
ديدگاه