in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

0

0

10

۱۱ آذر ۱۳۹۶

اسماء بنت ابی بکر و پوشیدن لباس بدن نما پس از نزول آیه ی حجاب !

دختر ابوبکر و پوشیدن لباس بدن نما بعد از نزول آیه حجاب

تولید شده در سایت ندای شیعه

اسماء بنت ابی بکر و پوشیدن لباس بدن نما پس از نزول آیه ی حجاب !

اسماء بنت ابی بکر و پوشیدن لباس بدن نما پس از نزول آیه ی حجاب !

رفتارهای خرج از حیاء و عفاف و دستورات شرعی یکی از مواردی است که به وفور در کتب مخالفین شیعه به کسانی که آن ها را صحابیه می خوانند و تقدیسشان می کنند نسبت داده شده و جالب آن مخالفین شیعه که به سادگی از کنار چنین مطالبی می گذرند و آن ها را توهین نمی دانند ! در این مطلب به یکی از این نمونه ها که پوشیدن لباس بدن نما از جانب ” اسماء بنت ابی بکر ” آن هم پس از نزول آیه ی حجاب می باشد می پردازیم !

حدثنا یعقوب بن کعب الأنطاکی ومؤمل بن الفضل الحرانی قالا حدثنا الولید عن سعید بن بشیر عن قتاده عن خالد قال یعقوب ابن دریک عن عائشه رضی الله عنها أن أسماء بنت أبی بکر دخلت على رسول الله صلى الله علیه وسلم وعلیها ثیاب رقاق فأعرض عنها رسول الله صلى الله علیه وسلم وقال یا أسماء إن المرأه إذا بلغت المحیض لم تصلح أن یرى منها إلا هذا وهذا وأشار إلى وجهه وکفیه.
– صحیح : “الحجاب” (۲۴) .

صحیح سنن أبی داود،ج۲،ص۵۲۰،ح۴۱۰۴ ط مکتبه المعارف

عائشه می گوید که اسماء بنت ابی بکر بر پیامبر داخل شد در حالی که لباسی نازک بر تن داشت.پس پیامبر از او روی برگرداند و گفت ای اسماء، زن هنگامی که به بلوغ می رسد درست نیست که از بدن او به جز این و این دیده شود و به صورتش و دستانش اشاره کرد.

ملاحظه می کنید که طبق این حدیث ،اسماء بنت ابی بکر لباس نازک و بدن نما بر تن داشته به نحوی که به غیر از صورت و دو دست ، جاهایی دیگر از بدن را نمایش می داده است و به همن دلیل پیامبر سریعا از او روی گردانده و حد حجاب شرعی و اسلامی را به او یاد آوری کرده است.
نکته ی دیگر آن که این مساله مربوط به پس از نزول آیه ی حجاب و واجب شدن حجاب بر زنان مسلمان می باشد و اسماء بنت ابی بکر نیز هنگام وقوع این داستان حداقل سی و دو یا سی و سه سال داشته است ! چرا که حجاب در سال پنجم هجری واجب گردید و اسماء بنت ابی بکر نیز در سال اول هجرت بیست و هفت ساله بوده است و این یعنی اسماء بنت ابی بکر در هنگام واجب شدن حجاب سی و دو یا سی و سه ساله بوده است.

چه کسانی این حدیث را تصحیح یا تحسین کرده اند ؟

البانی سلفی این حدیث را در کتب مختلف تصحیح و تحسین کرده است و شعیب الارنووط نیز این حدیث را تحسین کرده و عبد القادر الارنووط نیز این حدیث را تصحیح کرده است.

تصحیحات و تحسین های البانی از این قرار است :

صحیح سنن أبی داود،ج۲،ص۵۲۰،ح۴۱۰۴ ط مکتبه المعارف  [ تعلیق الألبانی : صحیح ]
إرواء الغلیل فی تخریج أحادیث منار السبیل،ج۶،ص۲۰۳،ح۱۷۹۵ ط المکتب الاسلامی  [ تعلیق الألبانی : حسن بمجموع الطریقین ]
صحیح الترغیب والترهیب،ج۲،ص۴۶۳،ح۲۰۴۵ ط مکتبه المعارف  [ تعلیق الألبانی : حسن لغیره ]
غایه المرام فی تخریج أحادیث الحلال والحرام،ص۱۳۳،ح۱۸۷ ط المکتب الاسلامی  [ تعلیق الألبانی : حسن ]
هدایه الرواه الی تخریج أحادیث المصابیح والمشکاه،ج۴،ص۲۱۴،ح۴۲۹۸ ط دار ابن القیم  [ تعلیق الألبانی : حدیث حسن بشواهده ]
مشکاه المصابیح ت الألبانی،ج۲،ص۲۵۰،ح۴۳۷۲ ط المکتب الاسلامی  [ تعلیق الألبانی : حسن ]
الرد المفحم،ج۱،ص۷۹ ط المکتبه الإسلامیه  [ تعلیق الألبانی : صحیح ]
جلباب المرأه المسلمه،ص۱۲ ط دار السلام للنشر والتوزیع  [ تعلیق الألبانی : صحیح ثابت ]

شعیب الارنووط و تحسین حدیث :

سنن أبی داود ت الأرنؤوط ،ج۶،ص۱۹۸و۱۹۹،ح۴۱۰۴ ط دار الرساله العالمیه  [ تعلیق الأرنؤوط : حسن لغیره ]

عبد القادر الارنووط و تحسین حدیث :

جامع الأصول فی أحادیث الرسول،ج۱۰،ص۶۴۵،ح۸۲۶۵ ط مکتبه الحلوانی  [ تعلیق عبد القادر الأرنؤوط : حدیث حسن بشواهده ]

چه کسانی به این حدیث احتجاج و استناد کرده اند ؟

علاوه بر علماء و محققین مشهور و متشددی که در بالا تصحیحات و تحسین های آنان را برای شما بیان کردیم (البانی و شعیب الارنووط و عبد القادر الارنووط) که طبیعتا این حدیث را قابل احتجاج و معتبر می دانند ، بسیاری از علماء و محققین دیگر مخالفین نیز متن و مضمون این حدیث را قابل اخذ و احتجاج دانسته اند و حتی بر مبنای آن حکم فقهی نیز صادر کرده اند ! ما به چند نمونه اشاره می کنیم :

فأما ما ظهر من الزینه فی الوجه والیدین، فیجوز کشفه. لأن کشف الوجه والیدین مباح لقوله- صلى الله علیه وسلم- لأسماء بنت أبی بکر: یا أسماء إن المرأه إذا بلغت المحیض، لم یصلح أن یرى منها إلا هذا.

فی ظلال القرآن،ج۴،ص۲۵۱۲ ط دار الشروق

وأما ما ظهر منها فهو الوجه والکفان والخاتم، کما نقل عن ابن عباس وجماعه، وهو المشهور عند الجمهور، ویستأنس له بالحدیث الذی رواه أبو داود فی سننه عن عائشه رضی الله عنها: أن أسماء بنت أبی بکر دخلت على النبی صلّى الله علیه وسلم، وعلیها ثیاب رقاق، فأعرض عنها وقال: یا أسماء، إن المرأه إذا بلغت المحیض، لم یصلح أن یرى منها إلا هذا» وأشار إلى وجهه وکفیه. وهو حدیث مرسل. وبناء علیه قال الحنفیه والمالکیه، والشافعی فی قول له: إن الوجه والکفین لیسا بعوره، فیکون المراد بقوله: ما ظَهَرَ مِنْها ما جرت العاده بظهوره.

التفسیر المنیر فی العقیده والشریعه والمنهج،ج۱۸،ص۲۱۷ ط دار الفکر المعاصر

وَجَازَ کَشْفُ الْوَجْهِ وَالْکَفَّیْنِ وَالنَّظَرُ إِلَیْهِمَا بِدَلِیل قَوْله تَعَالَى: {وَلاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا} أَیْ مَوَاضِعَهَا، فَالْکُحْل زِینَهُ الْوَجْهِ، وَالْخَاتَمُ زِینَهُ الْکَفِّ ، بِدَلِیل مَا رُوِیَ أَنَّ أَسْمَاءَ بِنْتَ أَبِی بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُمَا، دَخَلَتْ عَلَى رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَعَلَیْهَا ثِیَابٌ رِقَاقٌ فَأَعْرَضَ عَنْهَا، وَقَال: یَا أَسْمَاءُ إِنَّ الْمَرْأَهَ إِذَا بَلَغَتِ الْمَحِیضَ لَمْ تَصْلُحْ أَنْ یُرَى مِنْهَا إِلاَّ هَذَا وَهَذَا، وَأَشَارَ إِلَى وَجْهِهِ وَکَفَّیْهِ.

الموسوعه الفقهیه الکویتیه،ج۳۱،ص۴۵ ط وزاره الأوقاف والشئون الإسلامیه – الکویت

وَمَا یَبْدُو مِنْ أَسَافِل الثِّیَابِ فَلاَ حَرَجَ عَلَیْهَا فِیهِ لأِنَّ هَذَا لاَ یُمْکِنُ إِخْفَاؤُهُ . وَلِحَدِیثِ عَائِشَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا أَنَّ أَسْمَاءَ بِنْتَ أَبِی بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُمَا دَخَلَتْ عَلَى رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَعَلَیْهَا ثِیَابٌ رِقَاقٌ، فَأَعْرَضَ عَنْهَا رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَقَال: یَا أَسْمَاءُ إِنَّ الْمَرْأَهَ إِذَا بَلَغَتِ الْمَحِیضَ لَمْ تَصْلُحْ أَنْ یُرَى مِنْهَا إِلاَّ هَذَا وَهَذَا، وَأَشَارَ إِلَى وَجْهِهِ وَکَفَّیْهِ.

الموسوعه الفقهیه الکویتیه،ج۳۵،ص۱۹۳ ط وزاره الأوقاف والشئون الإسلامیه – الکویت

وَبِمَا رُوِیَ عَنْ عَائِشَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا أَنَّ أَسْمَاءَ بِنْتَ أَبِی بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا دَخَلَتْ عَلَى رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَعَلَیْهَا ثِیَابٌ رِقَاقٌ، فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَقَال: یَا أَسْمَاءُ إِنَّ الْمَرْأَهَ إِذَا بَلَغَتِ الْمَحِیضَ لَمْ تَصْلُحْ أَنْ یُرَى مِنْهَا إِلاَّ هَذَا وَهَذَا، وَأَشَارَ إِلَى وَجْهِهِ وَکَفَّیْهِ .، وَالْحَدِیثُ فِیهِ دَلاَلَهٌ عَلَى أَنَّ الْوَجْهَ وَالْکَفَّیْنِ مِنَ الْمَرْأَهِ الأَْجْنَبِیَّهِ لَیْسَا بِعَوْرَهٍ، وَأَنَّ لِلرَّجُل أَنْ یَنْظُرَ إِلَیْهِمَا.

الموسوعه الفقهیه الکویتیه،،ج۴۰،ص۳۴۲ ط وزاره الأوقاف والشئون الإسلامیه – الکویت

همچنین وبسایت وهابی – سلفی ” الإسلام الیوم ” هر چند که خود این حدیث را تضعیف کرده (که ما در ادامه مردود بودن ادله ی ضعف روایت را ثابت خواهیم نمود) اما بر این مطلب تصریح کرده است که آن دسته از فقهاء و علماء که کشف وجه و کفین را جائز می دانند و از واجبات حجاب به حساب نمی آورند به این حدیث اعتماد کرده اند.

واعتمدوا علیه: لما دخلت أسماء بنت أبی بکر –رضی الله عنهما- على النبی –صلى الله علیه وسلم- وعلیها ثیاب رقاق فأعرض عنها رسول الله – صلى الله علیه وسلم- وقال: “یا أسماء إن المرأه إذا بلغت المحیض لم تصلح أن یرى منها إلا هذا، وهذا “.

http://www.islamtoday.net/fatawa/quesshow-60-27320.htm

اشکال بر سند و متن روایت از جانب برخی از علمای مخالفین و پاسخ به آن :

برخی از علمای مخالفین به سند و متن این حدیث اشکال گرفته اند که همه ی اشکالات آنان مردود است.عامل اصلی مردود بودن اشکالات مخالفین آن است که تمام آن ها فقط و فقط به روایت با سندی که در کتاب سنن ابی داود آمده است نگاه کرده اند و چون سند مرسل است، اصل روایت را ضعیف دانسته اند غافل از آن که این روایت شواهدی با سند های دیگر دارد که در مجموع روایت را به درجه ی حسن یا حسن لغیره رسانده و آن را قابل احتجاج می سازد و به همین دلیل است که سه تن از محققین متشدد سلفی یعنی البانی و شعیب الارنووط و عبد القادر الارنووط این روایت را تصحیح و تحسین کرده اند و الا خود آنان نیز به ضعف سندی روایتی که در سنن ابی داود آمده اشاره کرده اند اما با تخریج حدیث به اعتبار آن به دلیل وجود شواهد تاکید کرده اند.پس نتیجه ی بحث آن است که چون تمام اشکال مخالفینی که این حدیث را تضعیف کرده اند، حول حدیث سنن ابی داود و سند آن است (به دلیل مرسل بودن) و از وجود شواهد و قرائن با سند های دیگر غافل بوده اند اشکال آنان وارد نیست. (در ادامه اثبات اعتبار حدیث را از قول البانی نقل خواهیم کرد)
اما در مورد متن حدیث اشکال مخالفین به طریق اولی باطل و خنده دار و برخاسته از جهل می باشد ! آنان می گویند چون اسماء بنت ابی بکر در این حدیث پس از وجوب حجاب لباس بدن نما پوشیده و این مساله گناهی بزرگ و دور از شان اوست پس متن حدیث منکر است ! جالب است که همین افراد از طرف دیگر می گویند صحابه معصوم نیستند اما وقتی پای اثبات یکی از جرائم و ذنوب صحابه به میان می آید، تمامی متونی که به چنین مساله ای دلالت می کنند را منکر می خوانند ! مساله ی خنده دار آن جاست که آنان می گویند دور از شان اسماء بنت ابی بکر است که چنین کاری بکند (!!!) و این مطلب را وجه نکارت حدیث می دانند ! یعنی از خود حدیثی که محل اشکال و بحث است می خواهند بطلان آن را ثابت کنند در حاالی که روش علمی آن است که از نصوص معتبر دیگر این نص را رد کنند و البته هیچ نصی در رد این رفتار اسماء بنت ابی بکر ندارند. همچنین یکی از دلایل واضح و مشهور در رد ادعای منک بودن متن آن است که وقتی خود عائشه به رضاعه ی کبیر می پرداخته و دختران برادر و خواهرش را به آن امر می کرده است و این مساله در نزد مخالفین امری ثابت و صحیح می باشد، چه وجه نکارتی برای این حدیث می ماند ؟! این که یک زن سینه ی خودش را در دهان مرد غریبه و نامحرم بگذارد زشت تر و شنیع تر است یا آن که زنی لباس بدن نما بپوشد ؟! صد در صد توجیه پوشیدن لباس بدن نما آسان تر استتا توجیه عمل رضاعه ی کبیر و به همین دلیل اصلا نکارتی در متن وجود ندارد و بر متن حدیث اشکالی وارد نیست و این فقط تهریج و اضطراب مخالفین از عمل ضد حجاب و عفاف اسماء بنت ابی بکر را نشان می دهد که وقتی نمی توانند از صحت و اعتبار روایتی پاسخ دهند، به ادعای مردود نکارت روی می آورند و هیچ قرینه و نص معتبر خارجی هم مبنی بر ادعایشان ندارند !

دفاع تمام قد البانی از اعتبار حدیث :

از آن جا که البانی سلفی به بهترین شکل ممکن از صحت و اعتبار این حدیث دفاع کرده و قابل احتجاج بودن آن را به اثبات رسانده است، ما نیز به نقل ادله و اقوال البانی در مورد این روایت اکتفا می کنیم.

(۱۷۹۵) – (روی ابو بکر أبو بکر بإسناده: ” أن أسماء بنت أبى بکر دخلت على النبى صلى الله علیه وسلم فى ثیاب رقاق فأعرض عنها وقال: یا أسماء إن المرأه إذا بلغت المحیض لم یصلح أن یرى منها إلا هذا وهذا , وأشار إلى وجهه وکفیه ” ورواه أبو داود وقال: هذا مرسل (۱۳۸/۲) .
* ضعیف: وهو إلى أنه منقطع , ضعیف السند , لکن له شاهد من حدیث أسماء بنت عمیس بنحوه , وقال: ” ثیاب شامیه واسعه الأکمام بدل ثیاب رقاق “. أخرجه البیهقى (۷۶/۷) .
فالحدیث بمجموع الطریقین حسن ما کان منه من کلامه صلى الله علیه وسلم , وأما السبب , فضعیف لاختلاف لفظه فى الطریقین کما ذکرت , وراجع الکلام على الطریقین فى ” حجاب المرأه المسلمه ” طبع المکتب الإسلامى.

إرواء الغلیل فی تخریج أحادیث منار السبیل،ج۶،ص۲۰۳،ح۱۷۹۵ ط المکتب الإسلامی

ملاحظه می کنید که البانی با ذکر شاهدی که بیهقی آن را نقل کرده، حدیث را با مجوع دو طریقش حسن می داند.

قلت: انظر “حجاب المرأه المسلمه” ص ۲۳ – ۲۵ وأزید هنا فأقول: روى ابن أبی شیبه فی “المصنف” ۴ / ۲۸۳ عن ابن عباس فی تفسیر الآیه المذکوره: “قال: الکف ورقعه الوجه”. وسنده صحیح. وروى نحوه عن ابن عمر بسند صحیح أیضا. فهذان الأثران الصحیحان مما یتقوی حدیث عائشه مرفوعا: “إن المرأه إذا بلغت المحیض لم یصلح أن یرى منها إلا هذا وأشار إلى وجهه وکفیه”. وقد شرحت ذلک فی المصدر المذکور آنفا بما لا مزید علیه وقد تجاهل ذلک کله بعض أهل الأهواء فنسبونا إلى ما الله یعلم أنی برئ منه هداهم الله.

تمام المنه فی التعلیق على فقه السنه،ج۱،ص۱۶۰و۱۶۱ ط دار الرایه

طبق این قول نیز البانی دو شاهد و قرینه ی معتبر برای روایت ذکر می کند و قول او در پایان کلامش نیز جالب است.او می گوید :

وقد شرحت ذلک فی المصدر المذکور آنفا بما لا مزید علیه وقد تجاهل ذلک کله بعض أهل الأهواء فنسبونا إلى ما الله یعلم أنی برئ منه هداهم الله.

و من آن را در مصدر مذکور پیش از این به طور کامل شرح داده ام و بعضی از هوا پرستان نسبت به آن جهل ورزیده اند و به ما آن چه را که خداوند می داند از آن بریء هستیم نسبت داده اند.خداوند آنان را هدایت کند. { مقصود البانی ، تویجری وهابی و برخی دیگر از افرادی است که شدیدا با او در مساله ی پوشش وجه و کفین اختلاف کرده اند و حتی تویجری البانی را ملحد هم خوانده است ! }

سابعًا: تهافتهم على تضعیف بعض الأحادیث الصحیحه والآثار الثابته عن الصحابه، وتجاهلهم الطرق المقویه لها، أو تضعیفها من بعضهم تضعیفًا شدیدًا؛ کحدیث عائشه فی المرأه إذا بلغت: “لم یصلح أن یُرَى منها إلا وجهها وکفَّاها”؛ فقد أصروا على الاستمرار فی تضعیفه؛ یقلد الجاهل فیهم من لا علم عنده! مخالفین فی ذلک من قواه من حفاظ الحدیث کالبیهقی والذهبی؛ کما کنت ذکرت ذلک عنهما فی الکتاب کما سیأتی “ص ۵۷ – ۵۹”، وتجاهل أکثرهم طرقه، ومنهم بعض الأفاضل، بل صرح التویجری “ص ۲۳۶” أنه لم یأت إلا من حدیث عائشه، وقد رأى بعینه فی الموضع المشار إلیه من الکتاب طریقین آخرین: أحدهما: عن أسماء بنت عمیس، والآخر: عن قتاده مرسلًا بسند صحیح عنه. وقلده فی ذلک کثیر من المقلده، وفیهم بعض النسوه کمؤلفه ما سمته: “حجابک أختی المسلمه” ص۳۳، کما تجاهلوا تقویه من ذکرنا من الحفاظ وغیرهم کالمنذری والزیلعی والعسقلانی والشوکانی، وتنطع بعضهم ممن یظهر نفسه أنه من العارفین بهذا العلم الشریف -وفی مقدمتهم الشیخ السندی- فادعوا شده ضعف بعض رواته؛ لکی یفروا من قاعده تقویه الضعیف بمثله؛ موهمین ومدلسین على القراء أنه لا موثق لهم، ولا یستشهد بهم، ومنهم عبد الله بن لَهیعه؛ مخالفین فی ذلک طریقه علماء الحدیث فی الاستشهاد به، ومنهم الإمام أحمد وابن تیمیه رحمه الله علیهما، کما تجاهلوا جمیعًا أن العلماء، ومنهم الإمام الشافعی یقوون الحدیث المرسل إذا عمل به أکثر العلماء، وقد عملوا بهذا الحدیث کما تقدم …..

جلباب المرأه المسلمه،ص۱۲ ط دار السلام للنشر والتوزیع

(البانی می گوید) هفتم : تهافت و اصرار آنان بر تضعیف بعضی از احادیث صحیح و ثابت از صحابه و تجاهل آنان نسبت به طرق تقویت کننده ی آن ها یا تضعیف شدید آن ها از جانب برخی مانند حدیث عائشه در مورد زن هنگامی که به بلوغ برسد ” درست نیست که از بدن زن به جز صورت و دو دست دیده شود ” که بر تضعیف این حدیث اصرار ورزیده اند و جاهلان آن ها که علمی ندارد هم از آنان تقلید می کند ! و در این امر با حفاظ حدیث مانند بیهقی و ذهبی که حدیث را تقویت کرده اند (قوی دانسته اند) مخالفت کرده اند همان طور که در کتاب ذکر کرده بودم و در کتاب در صفحات ۵۷ تا ۵۹ خواهد آمد.و اکثر آن ها نسبت به طرق حدیث تجاهل به ورزیده اند و از جمله ی آن ها برخی از فضلاء هستند بلکه تویجری در صفحه ی ۲۳۶ تصریح کرده است که این روایت فقط از حدیث عائشه آمده و خود او به عینه در جای اشاره شده از کتاب دو طریق دیگر را دیده است.یکی از آن ها از اسماء بنت عمیس است و دیگری از قتاده به صورت مرسل صحیح. و بسیاری از مقلدین از او (تویجری) تقلید کرده اند و در بین آنان برخی از زنان هستند مانند مولف زن کتاب ” حجابک اختی المسلمه ،ص۳۳ ”  و همانطور نسبت به تقویت حفاظ و غیر از آنان بر حدیث از جمله منذری و زیلعی و عسقلانی و شوکانی تجاهل ورزیده اند و بعضی از آن ها که به نظر می رسد خودشان را از عارفان به علم الحدیث می دانند خوش زبانی کرده اند و – در مقدمه ی آنان شیخ سندی – ادعای شدت ضعف برخی از روات را کرده اند تا از قاعده ی تثویت ضعیف با مثل و مانندش فرار کنند و خوانندگان را به اشتباه انداخته اند و تدلیس کرده اند که روات قابل اعتماد نیستند و به آنان استشهاد نمی شود و از جمله ی این روات عبد الله بن لهیعه است و در این امر با طریقه ی علماء حدیث مانند احمد بن حنبل و ابن تیمیه در استشهاد به او مخالفت کرده اند همانطوری که همه ی آن ها در این امر که علماء و از جمله ی آن ها امام شافعی حدیث مرسل را هنگامی که اکثر علماء به آن عمل کنند قوی دانسته اند، تجاهل ورزیده اند و علماء به این حدیث همانطور که گفته شد (حدیث عائشه) عمل کرده اند …..

ملاحظه می کنید که طبق قول البانی تمامی کسانی که این حدیث را تضعیف کرده اند از کسانی هستند که یا از علم الحدیث آگاهی کافی ندارند و ادعای بیهوده کرده اند و یا این که تدلیس کرده اند تا خوانندگان را به اشتباه بیندازند و خود را به جهل و نادانی زده اند. (تجاهل)

جالب آن که البانی در کتاب دیگرش ” الرد المفحم ” افرادی که این حدیث را شدیدا تضعیف کرده اند و آن را غیر معتبر خوانده اند منحرف از طریق حق و تابع هوا و افکار شخصی و پدرانشان می خواند !

لقد تهافت القوم على نقد متن هذا الحدیث وتضعیفه مخالفین فی ذلک من قواه من حفاظ الحدیث ونقاده: کالبیهقی فی ” سننه ” والمنذری فی ترغیبه والذهبی فی ” تهذیبه ” وغیرهم وقد اختلفت أسالیبهم فی ذلک فمنهم من قنع بذکر طریق واحده وتضعیفها ومنهم من زاد على ذلک کما سترى ولکنهم جمیعا اتفقوا على نقل ما قیل فی الراوی من الجرح دون التوثیق بل إن بعضهم دلس وأوهم أنه لیس هناک موثق بل وأنه فی منتهى درجه الضعف بحیث أنه لا یستشهد به وهذا کذب محض کما اتفقوا جمیعا على مخالفه قاعده العلماء فی تقویه الحدیث بالطرق والآثار السلفیه ؛الأمر الذی أکد لی أنهم دخلاء فی هذا العلم ولئن کان فیهم من هو على شیء من المعرفه به فقد جار على السنه وحاد عن الحق اتباعا للآباء والمذاهب.

الرد المفحم،ج۱،ص۷۹و۸۰ ط المکتبه الإسلامیه

این افراد { یعنی مخالفین البانی در مورد این حدیث } در نقد متن این حدیث و تضعیف آن اصرار کرده اند در حالی که در این امر با کسانی از حفاظ و نقاد حدیث که آن را تقویت کرده اند و قوی دانسته اند مانند بیهقی در کتاب سنن خویش و منذری در ترغیب و ذهبی در تهذیب و غیر آنان مخالفت کرده اند و اسالیب و روش های آنان در این تضعیف متفاوت است.برخی از آنان به ذکر یک طریق و تضعیف آن بسنده کرده و برخی از آنان بر یک طریق افزوده همانطور که خواهی دید اما همه ی آن ها بر نقل آن چه که در مورد راوی از جرح گفته شده اتفاق کرده اند بدون این که توثیق او را بگویند بلکه بعضی از آن ها تدلیس کرده اند و خواننده را به اشتباه انداخته اند که هیج راوی توثیق شده و مورد اعتمادی وجود ندارد و حدیث در نهایت ضعف است و به آن استشهاد نمی شود و این قول آن ها کذب محض است همنطوری که همه ی آن ها بر مخالفت با قاعده ی علماء در تقویت حدیث با طرق و آثار سلفی و گذشتگان اتفاق کرده اند و امری که برای من ثابت شده آن است که آن ها از منتسبین به علم الحدیث هستند و اگر در بین آن ها کسی وجود داشته باشد که چیزی از علم الحدیث می داند پس به تحقیق به دلیل تبعیت از آباء و مذاهب (نفسانیات) بر سنت جریء شده و از حق منحرف گشته است.

جالب آن که البانی آن دسته از افرادی که فقط جرح روات را ذکر کرده اند و به توثیق آنان اشاره ای نکرده اند، مقلدینی می خواند که هیچ علمی ندارند !

وقد ذکر صاحبنا الفاضل علی الحلبی فی رسالته النافعه: ” تنویر العینین ” (ص ۱۷ – ۲۷) أقوال أربعه عشر منهم وکل من وقف علیها یتبین أن بعضهم یقلد بعضا وأنهم یخوضون فیما لا علم لهم به. والله المستعان.

الرد المفحم،ج۱،ص۷۹ ط المکتبه الإسلامیه

و دوست فاضل ما علی الحلبی در ساله ی سودمندش ” تنویر العینین ” (ص ۱۷ تا ۲۷) اقوال چهارده نفر از آنان را آورده است و هرکس آن را بداند روشن می شود که بعضی از این افراد از برخی دیگر تقلید می کنند و در چیزی که به آن علم ندارند وارد می شوند والله المستعان.

نکته ی جالب آن که البانی در ادامه به اسامی برخی از این مدلسین و دروغگویان اشاره می کند که با یکدیگر آن را می خوانیم :

الأول: أننی مع کونی کنت قد خرجت الحدیث فی کتابی هذا من حدیث عائشه وأسماء بنت عمیس وقتاده مبینا عله إسنادی الأولین وإرسال الثالث فإن جمهورهم کتم هذه الحقیقه وأوهموا قراءهم أننی إنما استدللت بحدیث عائشه وحده فقط وأنی ما بینت ضعف سنده ولیس کذلک کما هو فی الکتاب مسطور ویأتی بیانه الآن ومن أولئک الجمهور: الشیخ التویجری وابن عثیمین والشنقیطی فی ” الأضواء ” (۶ / ۵۹۷) وغیرهم ولقد کان الواجب علیهم – لو أنصفوا – أن یبینوا نقطه الخلاف بینی وبینهم وأن لا یوهموهم خلاف الواقع فیحملوا وزر من یصرح کمؤلفه ” حجابک أختی المسلمه ” فقد قالت (ص ۳۳) : ” أما الفئه التی أجازت کشف وجوه النساء لم (کذا) تستدل إلا بحدیث أبی داود. . . ” وهی فی ذلک مقلده للتویجری فی هذا النفی (ص ۲۳۶) ویبدو من تعریفها للحدیث المرسل أنها لا تفقه شیئا من علم المصطلح البته.

الرد المفحم،ج۱،ص۸۰ ط المکتبه الإسلامیه

اول : من با این که خودم حدیث را در کتابم از عائشه و اسماء بنت عمیس و قتاده آورده بودم در حالی که مشکل دو سند اول و ارسال سومی را بیان کرده بودم اکثریت آن ها این حقیقت را کتمان کرده اند و خوانندگانشان را به اشتباه انداخته اند که من فقط به حدیث عائشه استدلال کرده ام و ضعف سندش را بیان نکرده ام در حالی که اینگونه نیست همانطور که در کتاب آمده و الان بیان می شود و از جمله ی آن اکثریت : شیخ تویجری و بن عثیمین و شنقیطی در ” الاضواء ” (۶/۵۹۷) و غیر آنان و بر آنان واجب بود که – اگر انصاف داشتند – نقطه ی خلاف بین من و خودشانرا بیان کنند و خوانندگانشان را بر خلاف واقع به اشتباه نیندازند که این گونه بار کسانی که بر این امر تصریح کرده اند مانند مولف زن کتاب ” حجابک اختی المسلمه ” که در صفحه ی ۳۳ گفته “ اما گروهی که کشف وجه زنان را جائز دانسته اند فقط به حدیث ابی داود استدلال کرده اند ” بر دوش می کشند و این زن در این قولش مقلد تویجری است (ص۲۳۶) و البته از تعریف این زن در مورد حدیث مرسل به نظر می رسد که او چیزی در علم مصطلح الحدیث تفقه نکرده است.

در ادامه البانی یک ضربه ی کاری دیگر بر منتقدان صحت این حدیث وارد کرده و می نویسد :

الثانی: أنه لا یجوز لهم أن یقتصروا على نقل أقوال الجارحین للراوی دون أقوال المخالفین لهم ولا سیما وهم فی صدد الرد على مخالفیهم فإنه ینافی الأمانه العلمیه …..

الرد المفحم،ج۱،ص۸۰ ط المکتبه الإسلامیه

دوم : برای آنان جائز نیست که به نقل اقوال جارحین راوی بدون ذکر اقوال مخالفین آن ها بسنده کنند به خصوص وقتی که قصد رد مخالفینشان را دارند که این کار با امانت علمی منافات دارد …..

ملاحظه می کنید که تویجری و بن عثیمین و شنقیطی از نظر البانی در لیست بی انصافان و مدلسینی هستند که خواسته اند خوانندگانشان را به اشتباه بیندازند و سایرین نیز از آنان تقلید کرده اند !
نتیجه ی بحث در مورد سند و متن روایت آن که اشکالات مخالفین اعتبار این روایت وارد نبوده و البانی سلفی نیز به آنان پاسخی جامع و شامل داده است.

آیا ابو بکر (پدر اسماء بنت ابی بکر) و زبیر بن العوام (صحابی،شوهر اسماء بنت ابی بکر) هم مقصرند ؟!

سوالی که ممکن است برای برخی پیش بیاید آن است که وقتی یک زن با چنین پوشش زننده ای پس از وجوب حجاب برای زنان مسلمان آن هم در مقابل پیامبر (ص) حاضر می شود ، اشکالی بر ابو بکر به عنوان پدر اسماء بنت ابی بکر و زبیر بن العوام به عنوان شوهر اسماء بنت ابی بکر وارد است یا خیر ؟ پاسخ آن است که بر مبنای اخبار و روایات و اقوال علماء پدر یک دختر و یا شوهر او بایستی دختر و زن را ملزم به رعایت حجاب اسلامی کنند و این امر طبق تصریح مخالفین نه تنها جائز که واجب است !

برای اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به لینک های زیر از وبسایت اسلام وب مراجعه کنید :

إلزام الرجل زوجته بالحجاب الشرعی

http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=160719

یجب على الرجل أن یأمر زوجته بلبس الحجاب ویلزمها طاعته

http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=125118

هل یجب على الأب إلزام الحجاب لابنته البالغه

http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=68252

الغیره على الأهل وأمرهن بالستر من الإیمان

http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&lang=A&Id=9044

 

 

0
ديدگاه