in the name of god

دسته بندی ها

تبلیغات و حمایت ها

1

0

270

۲۶ شهریور ۱۳۹۶

آیا ائمه علم غیب نمی دانند؟

تولید شده در سایت ندای شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

و بذکر ولیه المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

آیا ائمه علم غیب نمیدانند؟

پاسخ به شبهه روایت سوم کتاب اصول کافی ـ باب النوادر علم الغیب

شبهه ای که از جانب برخی وهابی ها مطرح شده جهت رد علم غیب ائمه علیهم السلام و استدلال به روایت ذیل کردن:

عن سدير قال : كنت أنا وأبو بصير ويحيى البزاز وداود بن كثير في مجلس أبي عبد الله عليه السلام إذ خرج إلينا وهو مغضب ، فلما أخذ مجلسه قال : يا عجبا لأقوام يزعمون أنا نعلم الغيب ، ما يعلم الغيب إلا الله عز وجل ، لقد هممت بضرب جاريتي فلانة ، فهربت مني فما علمت في أي بيوت الدار هي قال سدير : فلما أن قام من مجلسه وصار في منزله دخلت أنا وأبو بصير وميسر وقلنا له : . . .

سدیر گوید: من و ابوبصیر و یحیی بزاز و داود بن کثیر در مجلس امام صادق علیه السلام بودیم، آن حضرت با چهره خشمگین وارد شد و چون به جای خود نشست فرمود: واعجبا از مردمانی که گمان میکنند ما غیب می دانیم ، غیب را جز خدای عزوجل نمی داند ، من خود خواستار زدن فلان کنیزم بودم ، از دست من گریخت و ندانستم در کدام اطاق منزل پنهان شده است ، سدیر گوید: چون از جای برخواست و به داخل منزل تشریف برد من و ابوبصیر و میسر خدمت او رفتیم و به او گفیتم : . . .

اصول الکافی ـ کتاب الحجه ـ باب نادر فيه ذكر الغيب ـ روایت سوم

 

پاسخ:

اولا: علامه مجلسی میگوید مجهول هست و در ادامه میگه که:

الحديث الثالث مجهول .                                                                                                         

وحاصل الجواب أحد وجهين :

 الأول ، أن يكون الغرض بيان عدم المنافاة بين أن يخفى الله عليهم في وقت من الأوقات لبعض المصالح بعض الأمور الجزئية و بين أن يكونوا متهيئين لعلم كل الكتاب إذا أراد الله تعالى لهم ذلك، أو يكونوا محتاجين إلى مراجعة لتحصيل بعض العلوم و لا يكون لهم جميع العلوم بالفعل ،

والثاني : أن يكون الغرض بيان أن ما ذكره عليه السلام أولا كان للتقية من المخالفين أو من ضعفاء العقول من الشيعة ، لئلا ينسبوهم إلى الربوبية . . .

حاصل پاسخ دو حالت هست :

1ـ استفاده نکردن معصومین از علم کتابشون منافاتی با اینکه خداوند در برخی امور جزئی مسائل رو بر اونها مخفی نگه دارد نداره ،، ممکن هست معصومین علیهم السلام برای استفاده از علم کتابشان نیازمند این باشند که اون علوم رو تحصیل کنند یعنی یاد بگیرند { که این معناش این هست که توسط پیامبر یا فرشته وحی به اونها برسه} و همه علوم برای اونها بالفعل نیست.

*نکته:  بالفعل بودن علوم چیست: یعنی اینکه من به شما کارت عابر بانکی میدم و این کارت همیشه پیش شماست هست و هر وقت بخوای استفاده کنی.

علوم بالقوه در نزد معصومین علیهم السلام هست و هر وقت بخواهند از آن استفاده میکنند تا تبدیل بالفعل شوند.

2ـ کلام امام علیه السلام در اینجا محمول بر تقیه بود از مخالفین و یا کسانی از شیعیان که سطح فهم آنها کم بود تا اینکه ائمه علیهم السلام رو به مقام ربوبیت نرسانند . . .

 مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ـ العلامة المجلسي ـ ط: دار الكتب الإسلامية ـ ج3 ـ ص115

ثانیا: مرحوم مازندارنی در شرح اصول کافی اینگونه بیان میکنه:

قوله ( قال سدير فلما أن قام من مجلسه ) هذا يدل على أن ذلك القول كان على سبيل التقية من بعض الحاضرين حيث لم يسألوه عنه في ذلك المجلس .

این گفته: «سدیر گوید: چون از جای برخواست» این دلالت دارد که آن گفته امام بر تقیه بود بخاطر بعضی حاضران که در آن مجلس بودند.

شرح أصول الكافي ـ  مولي محمد صالح المازندراني ـ ط: دار إحياء التراث العربي ـ ج6 ـ ص34

 

ثالثا: الشیخ هادی النجفی هم میگن که این در حال تقیه هست

التقية في صدر الرواية واضحة الظهور أو فيها توجيهات أخَر

در اول روایت تقیه واضح و آشکار هست و یا توجیهات دیگری دارد.

موسوعة أحاديث أهل البيت ( علیهم السلام ) ـ الشيخ هادي النجفي ـ ط: دار إحياء التراث العربي ـ ج8 ـ ص216

 

نتیجه گیری :

پس در اینجا ثابت شد که این روایت مجهول هست و محمول بر تقیه و غیر از این ها مراد کلا امام علیه السلام را در نقل علامه مجلسی ذیل همین روایت بررسی کردیم.

 

هدیه به پیشگاه مقدس والده امام عصر روحی له الفدا صلواتی مرحمت فرمائید.

ــ خادم خدمت الحجه مصطفی رهیولی ــ

0
ديدگاه